
تبیین حقیقت علیت و نقد نظریه اتفاق
بررسی رابطه ضروری میان علت و معلول در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت علیت و نقد دیدگاه قائلین به نظریه «اتفاق» میپردازند. بحث با بررسی شبهات مطرح شده پیرامون نحوه تأثیرگذاری علت بر معلول آغاز میشود؛ شبهاتی که با طرح مسائلی همچون تحصیل حاصل یا جمع بین متناقضین، سعی در انکار ارتباط وثیق و ضروری میان علت و معلول دارند. استاد با تحلیل دقیقِ نسبتِ میان علت و معلول، تبیین میکنند که چگونه معیتِ وجودی میان آنها، هرگونه شبههای را مرتفع میسازد. در ادامه، بحث به بررسی جایگاه علت فاعلی و علت غایی در نظام هستی کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که انکارِ غایت در افعال، در نهایت به انکار اختیار و اراده الهی میانجامد. این جلسه با هدفِ زدودنِ خلطهای فکری در بابِ ضرورتِ علیت و اثباتِ پیوندِ ناگسستنیِ میانِ مبدأ و پدیدههای هستی ارائه شده است.
تبیین حقیقت علیت و نقد نظریه اتفاق
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت علیت و نقد دیدگاه قائلین به نظریه «اتفاق» میپردازند. بحث با بررسی شبهات مطرح شده پیرامون نحوه تأثیرگذاری علت بر معلول آغاز میشود؛ شبهاتی که با طرح مسائلی همچون تحصیل حاصل یا جمع بین متناقضین، سعی در انکار ارتباط وثیق و ضروری میان علت و معلول دارند. استاد با تحلیل دقیقِ نسبتِ میان علت و معلول، تبیین میکنند که چگونه معیتِ وجودی میان آنها، هرگونه شبههای را مرتفع میسازد. در ادامه، بحث به بررسی جایگاه علت فاعلی و علت غایی در نظام هستی کشیده میشود و این نکته تبیین میگردد که انکارِ غایت در افعال، در نهایت به انکار اختیار و اراده الهی میانجامد. این جلسه با هدفِ زدودنِ خلطهای فکری در بابِ ضرورتِ علیت و اثباتِ پیوندِ ناگسستنیِ میانِ مبدأ و پدیدههای هستی ارائه شده است.
تبیین حقیقت علیت و نقد نظریه اتفاق
12استاد: بله؛ آن علت محدثه با مبقیه یکى است و هر مرتبۀ از علیت با مرتبۀ قبل در شدت و ضعف تفاوت دارد، معلول آنهم تفاوت دارد.
تلمیذ: ببخشید بحث اتفاق در علت غائى جارى مىشود؟
استاد: بله.
تلمیذ: این بحث در علت فاعلى شد. اگر اتفاق علت فاعلى باشد، با ثبوت علت غائى و با علت تامه نمىسازد ولى اگر بحث علت فاعلى را بکنیم، خروج از بحث است.
برگشتش علت غائى به علت فاعلى
استاد: نه، فرقى نمىکند. بحث از علت غائى هم برگشتش به علت فاعلى است یعنى وقتى بخواهیم از علت غائى بحث کنیم که غایتى وجود ندارد، برگشت اینهم باز به این است که فاعل در فعل خودش مرید نیست و وقتى که مرید نشد بنابراین دیگر توجهى به این معلول در این وقت و زمان خاص ندارد یعنى برگشت شکّ در علت غائى به شکّ در علت فاعلى است.
تلمیذ: از حیثیت فاعلی آن که بحث نمىشود. ببینید الآن در اینجا تقریباً عملاً با همان علت تامه مخالفت مىشود. وقتى مىگوییم: فاعل علت غائى نیست در واقع در علیت تامه نقض وارد مىکنند.
استاد: بله.
تلمیذ: پس در واقع اینها که علت غایى را مىزنند، علت تامه را ازبین مىبرند.
استاد: وقتى علت تامه ازبین برود پس دیگر فاعل نمىتواند بماند، دیگر علیتى وجود ندارد.
تلمیذ: پس اگر بحث را سر علت تامه میبردند درست بود ولى صرفاً سر سلسلۀ علل طولیه بحث کنیم، از این حیث که اینها قسیم هم هستند [صحیح نیست].
استاد: ببینید درست است. یک وقت مسئلۀ عام و خاص مطلق است، در هرجا که توانستیم علت غائى را اثبات کنیم در آنجا علت فاعلى هم قطعاً وجود دارد. چرا؟ چون مفعول بدون علت فاعلى تحقق پیدا نمىکند و باید غایت هم برای آن محقق باشد! اما لا بالعکس؛ ممکن است علت فاعلى را در اینجا قبول کنید اما علت غائى را در اینجا قبول نکنید و بگویید که فاعل برحسب گتره یک کارى را انجام داده است یا فرض کنید این مثالهایى که برحسب صدفه زده شده است بالأخره فاعلى اینها را انجام مىدهد اما عنایت خاصى ندارد. مىگویند: در اینکه خدا این زمان را خلق کرده حرفى نیست اما اینکه چرا عالم را در این زمان بهخصوص خلق کرده است، در اینجا هیچ نوع ترجیحى نسبت به یک زمان دون زمان دیگر ندارد، این را گتره انجام داده است یعنى فعل از او سر زده است ولى این فعل او بهواسطۀ ترجیح این مورد واحد نسبت به سایر جهات و جهت واحد و حیثیت واحد نسبت به سایر حیثیات نیست بلکه دلبخواهى زمان و مکان را اینجا خلق کرده است.
