
چالشهای نظریه علیت در بحث ماهیت و وجود
تحلیل جعل بسیط و مرکب در تبیین تأثیر علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی چالشهای نظریه علیت در ارتباط با ماهیت و وجود میپردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که جعل و اراده الهی به کدامیک از سه امرِ ماهیت، وجود یا اتصاف ماهیت به وجود تعلق میگیرد. ایشان با تبیین دیدگاههای مختلف در باب اصالت ماهیت و اصالت وجود، اشکالات وارد بر هر یک از این رویکردها را بررسی کرده و به نقد استدلالهای قائلین به عدم علیت میپردازند. در ادامه، تفاوت دقیق میان جعل بسیط و جعل مرکب به عنوان کلید حل این معما مطرح میشود تا مشخص گردد چگونه نفی علیت در قضیه سالبه، مستلزم محذورات عقلی نیست. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب نسبت میان اراده الهی و تحقق موجودات در عالم خارج، مسیر استدلالی دقیقی را برای مخاطب ترسیم میکند تا جایگاه صحیح علیت در نظام هستی تبیین شود.
چالشهای نظریه علیت در بحث ماهیت و وجود
1درس دویست و پنجاه وسوم
چالشهای نظریۀ علیت در بحثهای ماهیت و وجود و اتصاف (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل دوم قائلین به عدم علیت
الثّانی أنَّ التأثیرَ إمّا فی الماهیةِ أو فی الوجودِ أو فی اتصافِها بِه و الأولُ محالٌ لِأنَّ ما یَتعلّقُ بِالغیرِ یَلزَم عدمُه مِن عدمِ الغیِر و سلبُ الماهیةِ عن نَفسهِ محالٌ و الثّانی یَستلزمُ أن لا یبقَى الوجودُ وجوداً عندَ فَرضِ عدمِ ذلکَ التّأثیر فَإنْ ظُنَّ أنَّه لا یَلزم أنْ یَکونَ الإنسانُ مثلاً معَ کونِه إنساناً یَصیرُ موصوفاً بِأنّه لیسَ بِإنسانٍ بَل إنَّما یَنتفی الإنسانُ و لا یَبقىٰ، دُفعَ بِأنَّ نفی الإنسانِ قضیةٌ و لا بُدَّ من تَقررِ موضوعِها حالَ الحکم.1
دلیل دومی را که قائلین به عدم علیت آن را ذکر کردهاند مسئلۀ اشتباه بین جعل بسیط و جعل مرکب است. بهواسطۀ این مسئله تأثیر علیت را در معلول منتفی دانستهاند. بیان این مسئله به این است که در عالم خارج سه امر متصور است؛ دو امر بنا بر دو قول معروف؛ یکی قائلین به اصالة الماهیه و دوم قائلین به اصالة الوجود و امر سوم عبارت از امر اعتباری، اتصاف ماهیت به وجود است.
صحبت در این است که جعل و ارادۀ تسبیبیه به کدامیک از این سه مسئله تعلق میگیرد؟! آیا به ماهیت تعلق میگیرد یا به وجود تعلق میگیرد یا بنا بر یک مسلکی نه به ماهیت و نه به وجود بلکه به ارتباط بین ماهیت و وجود تعلق میگیرد و یا به اعتبار دیگر به ارتباط بین موضوع و محمول در قضیۀ الإنسانُ موجودٌ تعلق میگیرد که همان اتصاف ماهیت به وجود است؛ اتصاف ماهیت انسان به وجود و تعلق بین وجود و ماهیت و آن حیثیتی که عقل بعد از وجود ماهیت آن حیثیت را انتزاع میکند. از انسانِ موجود خارجی و بهواسطۀ آن حیثیت و نکتۀ ظریفه انسان را متصف به وجود میکند. هرکدام از این سه راه اظهار داشتهاند اگر جعل بخواهد به آن تعلق بگیرد محذور لازم میآید و اگر علت بخواهد تأثیر بگذارد محذور لازم میآید.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 213.
