اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل علیت در ماهیت و وجود

بررسی ضرورت بالغیر و ضرورت لاحق در جعل الهی

14٬094
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی چالش‌های نظریه علیت در مسائل ماهیت، وجود و اتصاف می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال مشهور مبنی بر محال بودن تأثیر علیت در ماهیت آغاز می‌شود؛ اشکالی که معتقد است تأثیر علت در ماهیت، مستلزم سلب شیء از خود و در نتیجه محال است. استاد با تبیین دقیق دیدگاه صدرالمتألهین، میان دو نوع ضرورت تمایز قائل می‌شود: ضرورت بالغیر که متقدم بر وجود شیء و ناشی از علت است، و ضرورت لاحق که پس از تحقق موضوع و به شرط محمول حاصل می‌شود. در ادامه، تفاوت جعل بسیط و جعل مرکب تشریح شده و تبیین می‌شود که چگونه جعل بسیط، ذات و ذاتیات را هم‌زمان محقق می‌کند. این مباحث در نهایت به تبیین دقیق جایگاه ماهیت مبهمه و نحوه تعلق جعل به وجود و ماهیت می‌انجامد تا روشن شود که چگونه با تحقق خارجی موضوع، ذاتیات به ضرورت لاحق بر آن حمل می‌شوند.

تحلیل علیت در ماهیت و وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی چالش‌های نظریه علیت در مسائل ماهیت، وجود و اتصاف می‌پردازد. بحث با بررسی اشکال مشهور مبنی بر محال بودن تأثیر علیت در ماهیت آغاز می‌شود؛ اشکالی که معتقد است تأثیر علت در ماهیت، مستلزم سلب شیء از خود و در نتیجه محال است. استاد با تبیین دقیق دیدگاه صدرالمتألهین، میان دو نوع ضرورت تمایز قائل می‌شود: ضرورت بالغیر که متقدم بر وجود شیء و ناشی از علت است، و ضرورت لاحق که پس از تحقق موضوع و به شرط محمول حاصل می‌شود. در ادامه، تفاوت جعل بسیط و جعل مرکب تشریح شده و تبیین می‌شود که چگونه جعل بسیط، ذات و ذاتیات را هم‌زمان محقق می‌کند. این مباحث در نهایت به تبیین دقیق جایگاه ماهیت مبهمه و نحوه تعلق جعل به وجود و ماهیت می‌انجامد تا روشن شود که چگونه با تحقق خارجی موضوع، ذاتیات به ضرورت لاحق بر آن حمل می‌شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل علیت در ماهیت و وجود

9
  • و یُزاحُ فی المشهورِ بأنَّ الجعلَ یَتعلقُ بِنفس الإنسانِ و یترتبُ علیه الوجودُ و الاتصافُ بِه لِکونهما اعتباریین مصداقُهما نفسُ الماهیةِ الصادرةِ عن الجاعلِ.

  • این مطلب بعید در مشهور متعارف و مصطلح است. بنا بر قائل به اصالة الماهیه مسئله به این کیفیت است که جعل تعلق به نفس انسان دارد. بر این جعل وجود و اتصاف به وجود هم مترتب می‌شود چون هر دوی اینها بنا بر مبنای قائلین به اصالة الماهیه اعتباری هستند. مصداق این دو ـ وجود و اتصاف ـ خود آن ماهیتی است که از جاعل صادر شده و ما آن ماهیت را می‌بینیم. انسان اگرچه به تأثیر غیر انسان نیست بلکه انسان بنفسه انسان است؛ آن انسان خارجی بنفسه انسان است، به تأثیر غیر انسان نیست یعنی انسانیت آن انسان، به تأثیر غیر نیست. آنچه که غیر است، انسان خارجی است اما انسانیت آن انسان دیگر به تأثیر غیر نیست که اگر آن غیر نباشد این انسانیت را آدم بتواند از او سلب کند بلکه تحقق خارجی انسان به تأثیر غیر است، نه انسانیت انسان! انسانیت انسان با تحقق خارجی خودش هم مجعول خواهد شد و دیگر دست کسی نیست. من اگر در اینجا یک مربع ترسیم کنم فقط من در اینجا چهارتا خط می‌کشم، بخواهم‌‌نخواهم در اینجا زوجیت را برای خطوط اربعه ثابت کرده‌ام، من اربعة زوایا را برای اربعه در اینجا ثابت کرده‌ام، بخواهم یا نخواهم، این دیگر دست من نیست. آنچه که به‌دست من است این است که چهارتا خط بکشم، این به‌دست من است. وقتی چهارتا خط را باهم کشیدم و به‌هم وصل کردم، چهارتا زاویه خودش درست می‌شود، زوجیت بر آن مترتب می‌شود، این شکل کذایی خودش می‌آید، تمام اینها خودبه‌خود خواهد آمد.

  • و الإنسانُ و إن لم یکن إنساناً بِتأثیرِ الغیر لکن نفسَ ماهیةِ الإنسان بالغیرِ.

  • به‌واسطۀ تأثیر غیر، انسان «انسان» نمی‌شود بلکه انسان موجود می‌شود. انسان شدن انسان ذاتی است و دلیلش این است که اگر غیر نخواهد بنابراین ممکن است انسان «انسان» نباشد، ممکن است؟! ممکن است که انسان «انسان» نباشد؟! یعنی با فرض انسانیت، شما انسانیت را از انسان سلب کنید! این مستحیل است! مگر اینکه اصل انسان ازبین برود، شما اصل انسان را ازبین ببرید و دفع کنید لذا انسانیت هم به تبع آن موجود نیست اما نه‌اینکه با فرض انسان آن انسانیت ثابت شود یعنی انسانی در خارج هست مثل اینکه بادکنکی هست، شما داخل آن بادکنک باد می‌کنید و این بادکنک را به‌صورت توپ درمی‌آورید، این بادکنک را به‌صورت حیوان درمی‌آورید. این جعل، حکم آن دَم شما را دارد. در اینجا جعل، جعل مرکب است. چیزی در خارج هست و شما آن که در خارج هست به شکل دیگری درمی‌آورید؛ اول در دست شما مچاله است بعداً این‌قدر می‌شود! این برای فوت کردن است چون شما بر این بادکنک و پلاستیک فوت کردید لذا تغییر شکل می‌دهد و به شکل یک حیوان درمی‌آید اما در بحث جعل بسیط اصلاً وقتی که جعل تعلق می‌گیرد، خود شیء در خارج به‌وجود می‌آید، نه‌اینکه چیزی هست و تبدیل به چیز دیگر خواهد شد.

/ 0