
تحلیل علیت در ماهیت و وجود
بررسی ضرورت بالغیر و ضرورت لاحق در جعل الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی چالشهای نظریه علیت در مسائل ماهیت، وجود و اتصاف میپردازد. بحث با بررسی اشکال مشهور مبنی بر محال بودن تأثیر علیت در ماهیت آغاز میشود؛ اشکالی که معتقد است تأثیر علت در ماهیت، مستلزم سلب شیء از خود و در نتیجه محال است. استاد با تبیین دقیق دیدگاه صدرالمتألهین، میان دو نوع ضرورت تمایز قائل میشود: ضرورت بالغیر که متقدم بر وجود شیء و ناشی از علت است، و ضرورت لاحق که پس از تحقق موضوع و به شرط محمول حاصل میشود. در ادامه، تفاوت جعل بسیط و جعل مرکب تشریح شده و تبیین میشود که چگونه جعل بسیط، ذات و ذاتیات را همزمان محقق میکند. این مباحث در نهایت به تبیین دقیق جایگاه ماهیت مبهمه و نحوه تعلق جعل به وجود و ماهیت میانجامد تا روشن شود که چگونه با تحقق خارجی موضوع، ذاتیات به ضرورت لاحق بر آن حمل میشوند.
تحلیل علیت در ماهیت و وجود
1درس دویست و پنجاه و چهارم
چالشهای نظریۀ علیت در بحثهای ماهیت و وجود و اتصاف (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و یُزاحُ فی المشهورِ بأنَّ الجعلَ یَتعلقُ بِنفس الإنسانِ و یترتبُ علیه الوجودُ و الاتصافُ بِه لِکونهما اعتباریین مصداقهما نفسُ الماهیةِ الصادرةِ عن الجاعلِ و الإنسانُ و إن لم یکن إنساناً بِتأثیرِ الغیر لکن نفسَ ماهیةِ الإنسان بالغیرِ.1
اشکال بر سر این بود که علیت در سه مسئلۀ ماهیت و وجود و اتصاف ماهیت به وجود، نمیتواند محقق باشد. دلیلی که آقایان برای عدم تحقق علیت و عدم تأثیر علیت در ماهیت ذکر کردند این بود که اگر قرار باشد که علیت در ماهیت اثر بگذارد ـ بنا بر اصالة الماهیه ـ معنایش این است که به ماهیت، ماهیت ببخشد و چون با عدم علت اثرات علت هم منتفی خواهد شد که معلول است پس ماهیت از ماهیت سلب میشود درصورتیکه او علت نداشته باشد و سلب ماهیت از ماهیت سلبُ الشیء عن نفسه است و سلبُ الشیء عن نفسه محال است. این دلیلی بود که برای عدم تأثیرگذاری علت در ماهیت و عدم تأثیرپذیری ماهیت از علت، آقایان ذکر کردند.
مرحوم صدرالمتألهین در اینجا بیان بسیار فنی دارند و با این بیان این مسئله را مورد مناقشه قرار میدهند. کلام ایشان در اینجا این است که ما دو نحوه ضرورت در اینجا میتوانیم داشته باشیم؛ یک ضرورت، ضرورت متقدم بر شیء که عبارت از ضرورت بالغیر است. وقتی که از ناحیۀ علت یک امری موجَب میشود، وجوب معلول از ناحیۀ علت اقتضاء ضرورت را برای معلول میکند، این ضرورت متقدم بر شیء به ضرورت بالغیر و ضرورت بالعلیه است یعنی تا علیت علت تمام نباشد، ضرورت وجود برای آن ممکن هم محال خواهد بود. وقتی علیت در علیتش تام شد آنگاه ضرورت وجود برای آن معلول حاصل میشود سواءٌ اینکه معلول بنا بر اصالة الماهیه ماهیت باشد یعنی جعل به ماهیت تعلق بگیرد یااینکه آن معلول بنا بر اصالة الوجود وجود باشد یا معلول بنا بر هیچکدام ـ اصالة الوجود و اصالة الماهیه ـ به اتصاف وجود به ماهیت و تعلق ماهیت به وجود به او تعلق بگیرد.
- . الحکمة المتعالیة، ج ۱، ص ۲۱۳.
