
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
تأسی به سیره نبوی در تبلیغ دین و حفظ حریت نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بازخوانی خاطرات و سیره عملی مرحوم علامه طهرانی، بر ضرورت انطباق کامل سبک زندگی و تبلیغی طلاب با سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار تأکید میورزند. ایشان با نقد آسیبهای رایج در محافل علمی و حوزوی، نظیر کثرتگرایی، مریدبازی و تعلقات دنیوی، تبیین میکنند که چگونه برخی جریانها با تکیه بر اعتبارات و ترفندهای دنیوی، از مسیر اصیل ولایت فاصله گرفتهاند. در ادامه، با اشاره به اهمیت حفظ آزادی اندیشه و حریت نفس، بر لزوم پرهیز از مماشات در بیان حقایق تأکید شده و جایگاه لباس روحانیت به عنوان نماد کرامت و تأسی به اهلبیت مورد بررسی قرار میگیرد. این جلسه در نهایت با تبیین ضرورت جذب نفوس مستعد از طریق منطق و استدلال صحیح، به عنوان راهکاری برای ترویج معارف حقیقی در جوامع اسلامی پایان مییابد.
سیره عملی و اخلاقی مرحوم علامه طهرانی
17خب [بعداً] وقتی که آمد با ما صحبت کرد. او الآن با فطرتش با مسائل برخورد میکند! فطرتش که دستنخورده است، فطرتش فطرت الله است! ﴿فِطۡرَتَ ٱللَهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَهِ﴾1 خلق خدا که قابل تبدیل نیست! فطرت انسان بهسوی حقایق گرایش و تمایل دارد! فطرت انسان از اعتباریات فرار میکند و ما همه در اعتباریات گرفتاریم و لذا مردم نمیآیند! آنها که طالب دنیا هستند میآیند! آنهایی که نیاز و احتیاج دارند و احساس میکنند یعنی یک نور را احساس میکنند [میآیند]! در همین سفری که ما بودیم، واقعاً چقدر میآمدند اظهار تمایل، بشاشت، سرور و فرح میکردند. البته زحمات آقای ... بود که افراد را جمع میکردند. خود آقای ... که صحبت میکردند و مطالب عرفانی و مطالب مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را میگفتند، افراد جذب میشدند یعنی با خودشان و ذهنیات و فطریات خودشان تطبیق میکردند و میدیدند این درست است، آنچه را که اینها مطرح میکنند درست است!
فرض کنید که آقا یک مدرسه در همانجا ساخته است ـ حالا اسم نمیبرم ـ و بعد الزام میکند بر اینکه باید در این مدرسه رسالۀ عملیۀ ایشان تدریس بشود والاّ حقوق آن مدرسه را قطع میکند! حالا مدام شما بیا بگو: حضرت آقای کذا! رادیو بگوید، تلویزیون بگوید، لبنان پخش کند و ایران پخش کند! خود آن شخصی که مسئول بود میگفت که یا باید رسالۀ کذا در این مدرسه تدریس بشود و یا حقوق و شهریه را قطع میکنند! گفتم: نه آقا برو تدریس کن، طلبهها نان میخواهند و گرسنه میمانند! حالا تدریس کن ولی از شخص دیگری تقلید کنند حالا نباید از او تقلید بکنند! حالا دلش خودش باشد که رسالهاش دارد تدریس میشود! میگفت: اگر ما بخواهیم جدی وارد بشویم و مقابله کنیم ـ البته بسیار مرد فهیم و فاضلی است ـ اصلاً همۀ بساط را بههم میریزد! این مرام، مرام رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم است؟! واقعاً این مرام، مرام امام صادق علیهالسّلام است؟! قضیه این است؟! خب باید چه کرد؟! باید این ظروف مستعده را جذب کرد؛ این ظروفی که آماده هستند را با طرح مسائل حقیقی و منطقی و واقعی [جذب کرد]. انسان نباید دنبال همین اعتبارات و قضایا برود چون اعتباریات حد یقف ندارد! تحزب و اینطرف و آنطرف رفتن و جانب این و آن را گرفتن، تمام اینها صرفنظر از اینکه خیانت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و خیانت به امام زمان علیهالسّلام در شرایط فعلی تلقی میشود، انسان را دور میکند! هرکدام از این مسائل و اعتباریات مدام پرده میاندازد! آن نفس که باید آزاد باشد تا [معارف را] بگیرد، مدام آن نفس را در قفس میکند و در را میبندد! نفس تا آزاد نباشد نمیتواند بگیرد! نفس تا حر نباشد نمیتواند اخذ کند، قدرت ندارد! با مدام اینجا رفتن، مدام آدم داخل میرود! لذا یک مسئلۀ مهم برای ما حدیث نفس است! دائماً در طول شبانهروز در ارتباط با افراد این مسئله را فراموش نکنیم و مدام با خودمان حدیث نفس کنیم و به خودمان القاء کنیم و حال خودمان را با سابق بسنجیم و ببینم این نفس وقتی که جلو میآید خلاصه کجا به او پاتک و تو دهانی بزنیم! خودمان را در یک موقعیتی قرار بدهیم که دیگر نفس نتواند جولان پیدا کند!
- . سوره روم (30) آیه30. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 452:
«فطرت خدایى را محکم بگیر و بدان تمسک کن؛ آن فطرتى که خداوند مردمان را با آن سرشته است. در آفرینش خدا تبدیل و تغییرى نیست.»
- . سوره روم (30) آیه30. نور ملکوت قرآن، ج 2، ص 452:
