اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین علیت و جایگاه ماهیت در قضایای عقلی

تحلیل نسبت میان مقام ثبوت و اثبات در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از اشکالات مهم در مباحث عقلی پیرامون علیت و ماهیت می‌پردازند. بحث اصلی حول این پرسش است که چگونه می‌توان علیت را برای ماهیت ممکنات ثابت دانست، در حالی که عقل پس از مشاهده وجود خارجی، ماهیت را انتزاع می‌کند و به نظر می‌رسد این انتزاع متأخر از وجود است. استاد با تفکیک دقیق میان «مقام ثبوت» و «مقام اثبات»، توضیح می‌دهند که اگرچه در خارج، وجود بر ماهیت مقدم است، اما در عالم ذهن و مقام اثبات، عقل با تحلیل ماهیت و درک امکانِ آن، به ضرورت وجود علت پی می‌برد. این تبیین نشان می‌دهد که امکانِ ماهیت، علتِ احتیاج به علت است و این سلسله‌مراتبِ ذهنی، با اصالت وجود منافاتی ندارد. در نهایت، با استفاده از مثال‌هایی نظیر حرکت دوری و مبدأ محرک، روشن می‌شود که چگونه یک امر در مقام اثبات بر علت خود مقدم جلوه می‌کند، بدون آنکه در واقعیتِ خارجی، تقدم و تأخر علیت مخدوش شود.

تبیین علیت و جایگاه ماهیت در قضایای عقلی

4
  • جوابی که مرحوم آخوند می‌دهند جواب بسیار متینی است. ایشان می‌فرمایند که اینها بین ثبوت و اثبات خلط کرده‌اند؛ از یک طرف مسئله صحیح است که انتزاع ماهیت از آن وجود خارج است و در این حرفی نیست یعنی ذهن با مشاهدۀ وجود خارج، آن ماهیت را انتزاع می‌کند و بعد از انتزاع آن احکام و سلسلۀ طولی را بر ماهیت حمل می‌کند. آنچه که در سلسلۀ طولی واقع می‌شود تااینکه ماهیت به منصۀ ظهور برسد، آن ماهیت اول فی‌حدّنفسه لیست إلاّ هی؛ لا بیضاءٌ و لا صفراءٌ و لا حمراءٌ هیچ‌کدام از اینها نیست؛ نه طویل است و نه قصیر است و نه واجب است و نه ممکن است. خود ماهیت من حیث هی لیست إلاّ هی حتی صفت امکان هم بر ماهیت من حیث هی حمل نمی‌شود. الماهیةُ مِن حیث هی لیست إلاّ هی و اجزائهِ الذاتیة و لوازمه الذاتیة المتصقة بها، این ماهیت می‌شود. این ماهیت در مرتبۀ اول است. اولین وصفی که روی این ماهیت می‌آید ممکنٌ، درست شد؟ از این امکان سلسلۀ طولیه شروع می‌شود چون ممکنٌ، محتاجٌ لِوجوده إلی علته، پس آن علت موجِب برای این خواهد بود و به‌واسطۀ موجِب، وجوب خواهد شد و به‌واسطۀ وجوب، ایجاد خواهد شد و به‌واسطۀ ایجاد، وجود پیدا خواهد کرد. این سلسلۀ طولیه در مقام ذهن هست اما آنچه را که در خارج هست قبل از وجود خارجی ماهیت، اصلاً ماهیتی نیست.

  • بله، ذهن آن انتزاع ماهیت را که از وجود می‌کند وجود را از ماهیت سلب می‌کند، وجود را از ماهیت معرّیٰ می‌کند، آن حالت معرّیٰ بودن اقتضاء می‌کند که این سلسلۀ طولیه را بر ماهیت حمل کند. آن‌وقت در این سلسلۀ طولیه که مقام اثبات وجود برای ماهیت است، در عالم ذهن قطعاً وقتی‌که ما ماهیت را صرف‌نظر از وجود درنظر بگیریم بعد این ماهیت متساوی الطرفین نسبت به وجود و عدم لحاظ شود بعد احتیاجش به علت در اینجا ثابت شود بعد آن علت بیاید و ایجاب و ایجاد و بعد وجود خارجی پیدا شود قطعاً اولین علت برای نیاز همان امکانی خواهد بود که بعد از تصور ماهیت، ما آن امکان را بر سر ماهیت آوردیم و گفتیم که الماهیةُ الممکنة. این الماهیة الممکنة آن امکانش علت احتیاج ماهیت به علت است، اگر این ماهیت ما ضرورت داشت و واجب بود، احتیاجی به علت داشت؟! نداشت. در عین اینکه ماهیت، ماهیت است ولی احتیاجی به علت ندارد. اگر این ماهیت ما ممتنع بود، احتیاج به علت داشت؟! نداشت بااینکه ماهیت بود.