
تبیین علیت و جایگاه ماهیت در قضایای عقلی
تحلیل نسبت میان مقام ثبوت و اثبات در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از اشکالات مهم در مباحث عقلی پیرامون علیت و ماهیت میپردازند. بحث اصلی حول این پرسش است که چگونه میتوان علیت را برای ماهیت ممکنات ثابت دانست، در حالی که عقل پس از مشاهده وجود خارجی، ماهیت را انتزاع میکند و به نظر میرسد این انتزاع متأخر از وجود است. استاد با تفکیک دقیق میان «مقام ثبوت» و «مقام اثبات»، توضیح میدهند که اگرچه در خارج، وجود بر ماهیت مقدم است، اما در عالم ذهن و مقام اثبات، عقل با تحلیل ماهیت و درک امکانِ آن، به ضرورت وجود علت پی میبرد. این تبیین نشان میدهد که امکانِ ماهیت، علتِ احتیاج به علت است و این سلسلهمراتبِ ذهنی، با اصالت وجود منافاتی ندارد. در نهایت، با استفاده از مثالهایی نظیر حرکت دوری و مبدأ محرک، روشن میشود که چگونه یک امر در مقام اثبات بر علت خود مقدم جلوه میکند، بدون آنکه در واقعیتِ خارجی، تقدم و تأخر علیت مخدوش شود.
تبیین علیت و جایگاه ماهیت در قضایای عقلی
6اصلاً ایشان میتوانستند طور دیگر بحث را وارد کنند و بگویند که شما چرا به آن وجود خارج نگاه میکنید و ماهیت را از او انتزاع میکنید؟ ما اصلاً به وجود خارج نگاه نمیکنیم. اصلاً ماهیتی در خارج نیست، شما میخواهید چه چیز را انتزاع کنید؟ ذهن در اینجا انتزاع میکند. نقشهای که یک مهندس میکشد هنوز بناء در خارج نیست و فقط نقشهاش کشیده شده است و ممکن است این نقشه در خارج محقق شود و ممکن است محقق نشود. بله! یک وقت شما از طریق «إن» به آن علت پی میبرید آن بحث در اینجا وارد است یعنی آن اشکال شما نهاینکه دوباره وارد است، حالا اشکال شما قابل طرح است گرچه خلط به مقام ثبوت و اثبات در اینجا باعث این اشکال شده است ولی مسئلۀ شما مسئلۀ «إن» است یعنی وقتی که وجود خارجی را ملاحظه میکنید از وجود خارجی پی به ماهیت میبرید، از ماهیت به علت پی میبرید یعنی تمام اینها از مرتبۀ وجود شروع میشود و به علیت ختم میشود. ما بحث را در آنجا میبریم که اصلاً وجود خارجی نیست و اصلاً ماهیتی وجود ندارد، وقتی ماهیت وجود ندارد دیگر علیتی هم در اینجا نیست و دیگر در اینجا لمّ مسئله میآید. میگوییم که این ماهیتی که در خارج نیست و این نقشهای که الآن من در ذهن تصویر کردم و هنوز در خارج نیست، این نقشه محتاج به علت موجده است. بنابراین این امکانی که الآن در این نقشه و خریطه وجود دارد، این امکان، اقتضاء علیت را میکند. اگر این نقشهای که در ذهن من هست ضروری الوجود در خارج داشت دیگر محتاج به علت نبود، ضرورت خودش با او هست، خودش ضرورت دارد دیگر یا ممتنع الوجود بود دوباره در خارج محتاج به علت بود چون علت اصلاً نمیپذیرد. نقشهای باشد که ممتنع الحصول در خارج باشد، امکان حصولش در خارج بر طبق شرایط و مقتضیات ممتنع باشد دوباره این محتاج به علت نیست. پس فقط در یک صورت این خریطه و نقشه اقتضاء علیت را میکند و آن در صورتی است که وجودش در خارج ممکن الحصول به امکان وقوعی باشد. این امکان خارجی ماهیت، امکان وجودی و وقوعی خارجی اقتضاء میکند که این امکان احتیاج ماهیت را به علیت اثبات کند و این مرتبه، مرتبۀ مقام اثبات است.
