اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود

تحلیل نسبت میان جعل، اراده و تعینات وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت جعل و اراده الهی در عالم هستی می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که اگر جعل به ماهیت تعلق نمی‌گیرد، پس متعلق اراده و جعل پروردگار چیست؟ استاد با تفکیک میان «مقام بساطت و اطلاق وجود» و «مراتب تعین و محدودیت»، توضیح می‌دهند که اراده الهی به نفس وجود تعلق نمی‌گیرد، بلکه به کیفیت، حدود و تعینات وجودی تعلق دارد. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان اراده به عنوان هدف و غایت، و جعل به عنوان تحقق خارجی تبیین می‌شود. این جلسه با نقد دیدگاه‌های اصالت ماهوی و اصالت وجودی، به این نتیجه می‌رسد که جعل الهی به معنای بروز و ظهور وجود در مراتب مختلف است، بدون آنکه چیزی بر ذات حق افزوده یا از آن کاسته شود.

تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود

1
  • درس دویست و شصتم

  • بیان کیفیت مجعول در کلام مرحوم آخوند (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تبصرة تذکریة.

  • قد لَوّحنا إلیک و سَنوضحُ لک بیانَه أنَّ المفهومَ الکلی‌ ذاتیاً کان أو عرضیاً لیس أثرَ الجاعلِ القیّومِ الموجودِ بِالذّات.ِ1

  • مرحوم آخوند در اینجا راجع به تعلق جعل ـ بعد از اینکه صحبت شد که جعل به ماهیت تعلق نمی‌گیرد یا به حدوث تعلق نمی‌گیرد و اینها از لوازم ذاتی مجعول بسیط بالذات است ـ می‌خواهند مجعول را بیان کنند که پس چه چیزی است؟ آن مجعول چه نحوه تحقق دارد؟ و به عبارت دیگر آنچه که به او می‌توان اشاره کرد که او در خارج محقق شده است، آن چیست؟ آنچه که می‌شود به او اشاره کرد که ارادۀ حق به او تعلق گرفته است چه چیز است؟

  • علت عدم تعلق جعل به ماهیات

  • از مسائل گذشته روشن شد که ماهیات چه به ذاتیاتشان و چه به عرضیاتشان ـ ذاتی که عبارت از همان جنس و نوع و فصل است و عرضیات هم که عرض عام و خاص است ـ نمی‌توانند مجعول باشند به‌جهت اینکه ماهیت عبارت از حدودِ وجود است و خودش استقلال ذاتی ندارد و وجود او وجود بالعرض است پس چگونه می‌تواند مجعول فاعل و متأثر از علیت فاعل باشد؟! مثالی که می‌توان زد خیلی روشن و خیلی بدیهی است، مثال برای تحقق نسبیت در خارج است؛ اگر یک امر نسبی بخواهد در خارج محقق شود ارادۀ جاعل و فاعل به طرفین نسبت تعلق می‌گیرد، نه به خود آن نسبت و درنتیجه نسبت از او متولد خواهد شد. اگر هم ارادۀ جاعل نسبت به بین الطرفین است باید أولاًبلاأوّل آن طرفین را محقق کند، نمی‌تواند آن نسبت را محقق کند. اگر جاعل بخواهد فوقیتی در خارج به‌وجود بیاورد باید دو امری که یکی مترتب بر دیگری از نقطه‌نظر مرتبه است، آن دو امر خارجی را باید به‌وجود بیاورد. وقتی که آن را به‌وجود آورد فوقیت هم متحقق خواهد شد. تحتیت هم محقق خواهد شد. اگر شخصی بخواهد ابوّت و یا بنوّت را به‌وجود بیاورد باید طرفین این مسئله موجود باشند یعنی أبی باشد و ابنی باشد آن‌وقت انتزاع ابوّت یا بنوّت شود. پس نمی‌شود جعل جاعل بالنسبة تعلق بگیرد إلاّ بالعرض.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 217.