اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود

تحلیل نسبت میان جعل، اراده و تعینات وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت جعل و اراده الهی در عالم هستی می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که اگر جعل به ماهیت تعلق نمی‌گیرد، پس متعلق اراده و جعل پروردگار چیست؟ استاد با تفکیک میان «مقام بساطت و اطلاق وجود» و «مراتب تعین و محدودیت»، توضیح می‌دهند که اراده الهی به نفس وجود تعلق نمی‌گیرد، بلکه به کیفیت، حدود و تعینات وجودی تعلق دارد. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان اراده به عنوان هدف و غایت، و جعل به عنوان تحقق خارجی تبیین می‌شود. این جلسه با نقد دیدگاه‌های اصالت ماهوی و اصالت وجودی، به این نتیجه می‌رسد که جعل الهی به معنای بروز و ظهور وجود در مراتب مختلف است، بدون آنکه چیزی بر ذات حق افزوده یا از آن کاسته شود.

تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود

6
  • تلمیذ: الآن شما اشکال را مطرح می‌کنید. مگر در مورد اصالة‌الوجودی‌ها صحبت نیست که این جعل به چه برمی‌خورد که اگر بگوییم: جعل تعلقش به وجود گرفته است لذا وجود که هست. منظورم این است که با این جوابی که الآن شما بیان می‌کنید که ما جعل را به وجود می‌زنیم و اراده را به کیفیت و انحاء وجود می‌زنیم، دوباره این اشکال حل نشد.

  • استاد: نشد دیگر، به‌خاطر اینکه آنچه که در خارج هست وجود است و وقتی که وجود در خارج پیدا شد آن‌وقت ماهیات و خصوصیات مترتب بر وجود است یعنی ماهیات لنگ‌درهوا هستند. وجود در خارج باشد به او می‌چسبند، در خارج نباشد اینها عدم هستند.

  • تلمیذ: منظور من این است که اشکال تعلق جعل به وجود حل نشد.

  • استاد: چرا حل نشد؟!

  • تلمیذ: اشکال سر جایش هست! شما می‌گویید که جعل به وجود تعلق گرفته است ما هم دوباره اشکال می‌کنیم که وجود که بوده است. حالا چه را باید جعل کرد؟

  • استاد: نه، آن وجودی که بوده وجود بسیط بوده است، حالا اینکه در خارج هست وجود مختلَف است.

  • تلمیذ: وجود مختلف که اراده است، شما می‌گویید که آن به‌خاطر اراده است به‌خاطر جعل نیست.

  • استاد: اراده عبارت از هدف است، هدف و مقصود از این وجود آن اختلاف اوست. اراده و جعل به چه خورده است؟ به اختلاف خورده یا به یک چیزی خورده که بعد از اینکه به او خورده است آن اختلاف از او درمی‌آید؟ فرق این است. این بیان مطلب است. با این کیفیت دیگر اصلاً حرفی برای اصالة‌الماهوی‌ها باقی نمی‌ماند. صحبت ما این است ما می‌دانیم که ارادۀ پروردگار ـ اراده یعنی هدف و با جعل اشتباه نشود، اگر می‌بینید من گاهی اوقات این را در مورد آن اختلاف و حدود وجود به‌کار می‌برم منظورم جعل نیست بلکه منظورم همان نیّت است، مقصود است، هدف است، غایت است، منظورم این است ـ از خلقت عالم، چه مجردات و چه ممکنات نفس وجود است؟! نفس وجود بوده است پس به چه می‌خواهد تعلق بگیرد؟! خیلی هم خوب و سُر و مُر و گنده در آن مقام اثبات و در آن مقام بساطت و در آن مقام اطلاق و در آن مقام ابتهاج ذات [هست] از همین حرف‌هایی که عرفاء می‌گویند و فلاسفه می‌گویند و درویش‌ها می‌گویند، هرچه می‌خواهند بگویند مثل ابتهاج ذات به ذات، «کُنتُ کَنزاً مَخفیاً فَأحببتُ أن أُعرف فخلقتُ الخلقَ لِکی أُعرف»1 خودمان هم نمی‌فهمیم که اینها چه هست! مقام بساطت و مقام اطلاقی و مقام لا حد و لا رسم و لا چه و امثال‌ذلک. اینکه سر جایش بوده است و وقتی سر جایش هست دیگر اراده می‌خواهد به کجایش تعلق بگیرد؟! به کجای این مقام بساطت و مقام اطلاق و مقام [لاحد و رسم]؟!

    1. . عوالی اللَئآلی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السّعادة، ج 4، ص 116. مطلع انوار، ج 12، ص 71:
      «قبل از آفرینش عالم گنجی پنهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم؛ پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.»