
تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود
تحلیل نسبت میان جعل، اراده و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت جعل و اراده الهی در عالم هستی میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که اگر جعل به ماهیت تعلق نمیگیرد، پس متعلق اراده و جعل پروردگار چیست؟ استاد با تفکیک میان «مقام بساطت و اطلاق وجود» و «مراتب تعین و محدودیت»، توضیح میدهند که اراده الهی به نفس وجود تعلق نمیگیرد، بلکه به کیفیت، حدود و تعینات وجودی تعلق دارد. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان اراده به عنوان هدف و غایت، و جعل به عنوان تحقق خارجی تبیین میشود. این جلسه با نقد دیدگاههای اصالت ماهوی و اصالت وجودی، به این نتیجه میرسد که جعل الهی به معنای بروز و ظهور وجود در مراتب مختلف است، بدون آنکه چیزی بر ذات حق افزوده یا از آن کاسته شود.
تبیین کیفیت جعل و اراده الهی در وجود
7پس منظور آن اختلاف و حدودی است که آن اختلاف و حدود، وجود را از مرتبۀ بساطت بیرون میآورد و به مراتب دیگری که مراتب اظهار و اثبات و ابراز آن وجود مطلق است برمیگرداند و محقق میکند و آن عبارت از محدودیت وجود، کیفیت وجود، آثار ظاهرۀ وجود، شدت و ضعف، نقصان و کمال آن وجود، این عالم از او درست شده است والاّ اگر ما شدت و ضعف وجود را کنار بگذاریم، نقصان و ضعفش را کنار بگذاریم، اختلافات را همه کنار بگذاریم، اینکه همان اطلاق شد، دست نزن!
تلمیذ: این که ماهیت شد؟
استاد: کدام؟
تلمیذ: اختلاف در وجود «ماهیت» میشود دیگر.
استاد: وقتی اختلاف در وجود برود و وجود محدود نباشد یعنی چه؟! یعنی فرض این قضیه با عدمش در خارج مساوی است الاّ در مرتبۀ اطلاق. یعنی این قضیه، قضیۀ آن شیر بییال و دُم و اشکُم میشود.
شیر بیدم و سر و اشکم که دید *** این چنین شیری خدا خود نافرید1 تلمیذ: این در تشخص است و در حقیقت که نیست، اینکه میفرمایید تشخص وجودات است.
استاد: ما فکر نمیکردیم این مسئله اینقدر مشکل از آب دربیاید! خیال میکردیم زود رد میشویم! خب بفرمایید!
تلمیذ: دو اشکال هست دیگر.
استاد: هنوز اوّلی را نگفته میگوید که دوتا اشکال هست! خب بفرما!
تلمیذ: این اشکال از اول بحث [هست]، چرا بین اراده و تکوین پروردگار تفکیک قائل میشویم؟ ارادهاش عین فعلش است دیگر. در واقع چرا ما میخواهیم بگوییم که حدود و قیودی که پروردگار ایجاد کرده است جدای از ارادهاش است؟
تحلیل عقلی بودن تقسیم علل به علت فاعلی، غائی، صوری و مادی
استاد: این مصیبتی است جناب آقای حاج... که ما به سرخودمان درآوردیم! ارادۀ پروردگار با فعل پروردگار با غایت پروردگار با علم پروردگار همه یکی است! ما از بیچارگی و بدبختی به روزی افتادیم وقتی که وارد در منطق و فلسفه و امثالذلک میشویم در خود خدا هم میخواهیم دست ببریم! عقل تحلیل میکند و تقسیم میکند و آن هدف را از آن ارادۀ جاعلیت تجزیه میکند و اسم یک قسمتش را هدف و غایت میگذارد و بهعنوان علت غایی معرفی میکند و اسم یک قسمتش را علت صوری میگذارد که صورت قضیه باید بیان شود و یک قسم قضیه علت مادی میشود که ماده برای غیر مجردات باید روشن شود، اسم یکی از آنها را علت فاعلی میگذارد. از مجموع این چهارتا این آقا پسر کاکلزری شما این وسط درست میشود. علت فاعلی آن مبدأ أعلیٰ است آنوقت در آن علت فاعلی علت معدّه و اینها هم هست. علت معدّه شخص شخیص سرکار بهاضافۀ مسائل دیگر است. این علت معدّه میشود، علت صوری دارد، علت غایی دارد. شما وقتی که میخواهید مثلاً علی آقا را در این عالم وجود بهوجود بیاورید، علت غایی چیست؟ آثار باقیۀ شما. فرزند آن اثر باقیِ پدر است دیگر. شما هم که بحمدالله از فضلاء و از بزرگان و امثالذلک هستید. إنشاءالله آن مراتب علم شما، کمال، تقوا، بهاء و بهجت شما در آقازادگان شما مستمر خواهد شد! لذا این علت غایی میشود.
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 79:
شیر بیدم و سر و اشکم که دید *** این چنین شیری خدا کی آفرید
- . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 79:
