اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت

تحلیل فلسفی تعلق وجود به مبدأ هستی و نفی حدوث

14٬084
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌هایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب می‌دانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات می‌شود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح می‌دهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره می‌شود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.

تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌هایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب می‌دانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات می‌شود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح می‌دهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره می‌شود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت

12
  • و المستفادُ مِنَ العلةِ نفسُه الضعیفة لا کونُه متصفاً بالحدوثِ أو القِدَم‌ و یُلائِمُ هذا ما وجِدَ فی کلامِ بعضِ متأخری العلماءِ أنَّ الذاتَ المستفادةَ مِن الغیرِ کونُها متعلقةً بالغیرِ مقومٌ لها کما أنَّ الاستغناءَ عنِ الغیرِ مقوّمٌ لِواجبِ الوجودِ لِذاتِه.1

  • آن که از علت استفاده می‌شود نفسه الضعیفه است؛ نفس آن وجود است که آن نفس او استفاده می‌شود از علت و جعل به او تعلق می‌گیرد. نه‌اینکه اتصاف به حدوث یا اتصاف به قدم مستفاد از جعل است یعنی جعل به اتصاف نمی‌خورد جعل به رابطۀ بین آن ماهیت و وجود نمی‌خورد بلکه جعل به نفس موجودیت وجود ماهیت می‌خورد؛ یعنی نفس وجود را متحقق می‌کند بعد ماهیت و سایر چیزها از او انتزاع می‌شود.

  • و یُلائِمُ هذا ... با این مسئلۀ ما ملایمت دارد [آنچه که در کلام بعضی از علمای متأخر وجود دارد]؛ شیخ الرئیس این‌طور می‌فرمایند: ذاتی که از غیر استفاده می‌شود، اینکه این ذات متعلق بالغیر است مقوم اوست یعنی مقوم او نفس تعلق بالغیر است، نه ذاتی دیگر نه‌اینکه بگوییم: ذاتٌ یتعلقُ بِالغیر. نفسُ التعلق بالغیر ذاتیت اوست همان‌طوری‌که استغناء از غیر مقوم برای واجب الوجود لذاته است.

  • فالذاتُ التی هی مِن تلقاءِ الغیرِ کونُها مِن تلقاءِ الغیرِ و فاقتها إلى الغیرِ مقوّمٌ لها فلا یسوغُ أن یستمرَ الذاتُ المُفتَقِرةُ ذاتاً مستغنیةً کما لا یجوزُ أن یَتَسرمدَ المستغنی عن جمیعِ الأشیاءِ مفتقراً و إلاّ فَقد انقلَبَ الحقائقُ عما هی علیه.

  • ذاتی که از تلقاء غیر است وجودش از تلقاء الغیر و فاقت و احتیاج مقوم اوست. جایز نیست که استمرار پیدا بکند این ذاتی که مفتقر است ذات مستغنیه باشد. همان‌طوری‌که جایز نیست آن که مستغنی از اشیاء است به شکل افتقار برگردد والاّ ضرورت، تبدیل به ممکن و ممکن تبدیل به ضرورت خواهد بود.

  • و هذا شدیدُ الوضوحُ فیما علیه سُلوکُنا مِن کونِ استنادِ الممکنِ إلى الجاعلِ مِن جهةِ وجودِه الذی یَتَقَوَّمُ بِوجودِ فاعِلِه لا مِن جهةِ ماهیتِهِ.

    1. . همان، ص 218 و 219.
/ 0