اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت

تحلیل فلسفی تعلق وجود به مبدأ هستی و نفی حدوث

14٬084
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌هایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب می‌دانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات می‌شود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح می‌دهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره می‌شود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.

تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه‌هایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب می‌دانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات می‌شود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح می‌دهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره می‌شود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت

13
  • این مسئله خیلی واضح است بر ـ مرحوم صدرالمتألهین می‌فرماید ـ آن چه که سلوک ما بر اوست. استناد ممکن به جاعل از جهت وجود اوست که قوام به وجود فاعلش دارد یعنی قوام ممکن به قوام فاعلش است، نه‌اینکه از حیث ماهیت استناد به جاعل دارد.

  • فنفسُ الوجودِ مرتبطٌ إلى الفاعلِ و ارتباطُه إلى الفاعلِ مقوّمٌ له أی‌ لا یتصورُ بِدونِهِ و إلاَّ لَم یَکُنِ الوجودُ هذا الوجودَ کما أنَّ الوجودَ الغیرَ المتعلقِ بشی‌ءٍ هو بنفسِه کذلک.

  • خود وجود مرتبط به فاعل است و بعد ماهیت انتزاع می‌شود و بعد ماهیت از او گرفته می‌شود و ارتباط وجود به فاعل، نفس این ارتباط عبارت از قوام اوست و بدون این ارتباط، اصلاً نمی‌شود تصور آن وجود بشود. والاّ دیگر وجود، این وجود نخواهد بود چون نفس ارتباط این را جعل می‌کند و هر وجودی حکایت از یک ارتباط خاص خودش را می‌کند، این ارتباط یعنی این وجود! حالا اگر قرار باشد بر اینکه وجودات خارجی بدون ارتباط یعنی ماهیات دارای هویات خارجی باشند بنابراین دیگر این وجود آن وجود نخواهد بود. همه دیگر با همدیگر اشتراک خواهند داشت یعنی یک وحدت در آنجا خواهد بود. چون اراده‌ها متفاوت است و تعلق‌ها هم اختلاف دارند. همان‌طوری‌که وجودی متعلق به شیئی نیست بنفسه او هم به همین کیفیت خواهد بود. إن‌شاالله بقیه برای بعد باشد.

  • کیفیت جمع وحدت با کثرت توسط اولیاء خدا

  • تلمیذ: پس این وحدتی که اولیاء خدا می‌گویند و وحدت در کثرت که برای ولیّ خدا حاصل می‌شود به‌خاطر این است که این ارتباط را [نمی‌بیند]؟!

  • استاد: اتفاقاً ارتباط را می‌بینید و با ارتباط وحدت می‌بیند. ارتباط امر پوچ نیست! ارتباط امر واقعی است ولی تمام این ارتباطات را ارتباط واحد می‌بیند و این ارتباطات متفاوت موجب اختلاف نوعی در این ارتباطات نمی‌شوند. ما الآن چندتا عرض داریم؟ نُه‌تا عرض داریم و هرکدام از این اعراض با دیگری تفاوت دارند. کم با کیف متفاوت است. کم یک ارتباط با آن شیء جسم تعلیمی آن در خارج دارد، و کیف [هم] یک نوع ارتباطی با آن جسم طبیعی او در خارج دارد. این ارتباطاتشان هم باهم مختلف است. لذا اجناس باهم مختلف هستند؛ اینها اجناس عالی هستند و با همدیگر اختلاف دارند. عارف آن کسی است که تمام این نسب را نسبت واحد می‌بیند که وقتی بروز و ظهور پیدا می‌کند مختلف است اما حقیقت او حقیقت واحد خواهد بود. مثل اینکه یک پدری چندتا فرزند دارد؛ تعلق پدر با این فرزند، با تعلق پدر با آن فرزند تفاوتی ندارد ولی در مقام بروز و ظهور خارجی شما دو نوع بروز می‌بینید که به این شکلات می‌دهد و به آن آب نبات می‌دهد. من‌باب‌مثال به این دفتر می‌دهد و به آن مداد می‌دهد. ظهورات مختلف است اما تعلق با همه یکی است؛ یعنی تعلقی که پدر با فرزند دارد با تعلقی که با فرزند دیگر دارد تفاوتی ندارد و همه حکایت از یک امر می‌کند. اگر صدتا فرزند هم پیدا کند باز یک تعلق هست که آن تعلق منتشر می‌شود، نه‌اینکه این تعلق با تعلق دیگر فرق کند اما تعلقی که این پدر با این فرزند دارد با تعلقی که آن پدر با این فرزند دارد تفاوت می‌کند. آن تعلق اختصاص به این ذات دارد و این تعلق هم اختصاص به آن ذات دارد. پس تعلق‌ها در مبدأ متفاوت است اما آن مبدأ وقتی تعلق به متعدد داشت دیگر آن واحد است.

/ 260