
تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت
تحلیل فلسفی تعلق وجود به مبدأ هستی و نفی حدوث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت میپردازد. بحث با نقد دیدگاههایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب میدانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات میشود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح میدهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره میشود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.
تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت
5استاد: بله، منظور شما این است که این مسئله مانند آتشگردانی میماند که شما در آن فحم مشتعل بریزید و شروع به حرکت کنید و همینطور حرکت کنید، وقتی که این آتشگردان دارد حرکت میکند قطعاً این خط مستدیر و دایرهای که شما مشاهده میکنید این دایره وجود خارجی ندارد بلکه این دایره عبارت از لحظاتی است که در هر لحظه این آتشگردان در این لحظات قرار گرفت. الآن آتش گردان در این زاویه قرار دارد و در ثانیۀ بعد در این زاویه هست و در ثانیۀ بعد در زاویۀ دیگر. دو ثانیه طول میکشد تااینکه این آتشگردان به جای اول خودش برگردد یا یک ثانیه طول میکشد، بسته به سرعت آن چرخی دارد که دارد این چرخ را میگرداند. اگر یک ثانیه را به شصت قسمت تقسیم بکنیم، از یک تا دو، 360 درجه این آتشگردان الآن حرکت کرده است. چرا ما خط میبینیم؟! اینطور که میگویند، در هر ثانیه چشم انسان 24 مرتبه عکسبرداری میکند یعنی الآن وقتی که من دارم نگاه به شما میکنم شما را یک موجودی ساکن و راکد میبینیم نشستهاید و دارید این حرفها و چرندیات را استماع میکنید! در هر ثانیه 24 مرتبه چشم من عکسبرداری میکند و این قرنیه میآید این را میگیرد به آن شبکیه میدهد. شبکیه مدام فرکانس به مغز میدهد منتها چون اینقدر زیاد است ما اجسام را درمقابل خودمان ساکن و راکد میبینیم. حالا اگر قرار باشد این حرکتی که دارد در خارج انجام میگیرد سرعتش از نقطهنظر عکسی که شبکیه منتقل به مغز میکند از آن نقطهنظر در هر مرتبه یعنی در آن سرعت یک ثانیهای که دارد 360 دایره میزند. 24 مرتبه عکسبرداری باشد شما خط مستقیم نمیبینید شما فقط همان آتشگردان را میبینید و خط در خارج وجود ندارد بلکه همان آتشگردان وجود دارد یعنی این حرکت و سرعت شما در این شصت ثانیه 24 مرتبه با آن سرعتی که فوراً چشم همینطوری دارد این صورتها را یکی پس از دیگری برمیگرداند تطبیق کند. اگر قرار شد کمتر از 24 باشد خب انسان ساکن و راکد میبینید اما اگر قرار بر این شد که این حرکت و این سرعت از 24 بیشتر شد مغز نمیتواند آن واقعیت خارجی را منطبق کند چون در مغز بهواسطۀ سرعت زیاد اختلال پیدا میشود و قبل از اینکه نیمکرۀ مغزی تجزیه کند عکس بعدی فوری میآید روی این عکس قرار میگیرد و مغز نمیتواند این را تجزیه کند. وقتی نمیتواند، فقط همان صورت ثابت او را که حالت نورانیت اشتعال است مشاهده میکند یعنی دائماً صوری یکی پس از دیگری متعاقباً دارد در این مغز وارد میشود بنابراین مغز دیگر احساس نمیکند فحم است بلکه فقط مغز یک نوری را مشاهده میکند که آن نور در حال تغییر است اینجاست که یک خط برای انسان پیدا میشود. شاید منظور شما از قضیه همین است البته مسئله درست و صحیح است. إنشاالله در بحث حرکت جوهری این بحث میآید که اصلاً حرکت جوهری بنا بر آنچه که مصطلح است ما شاید در آن تأمل داشته داشتیم و بهنحو دیگری توجیه کنیم.
