
تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت
تحلیل فلسفی تعلق وجود به مبدأ هستی و نفی حدوث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت جعل و رابطه وجود با علت میپردازد. بحث با نقد دیدگاههایی که حدوث را علت احتیاج ممکن به واجب میدانند آغاز شده و با استناد به مبانی حکیم سبزواری و صدرالمتألهین، اثبات میشود که جعل، نه ساختن ماهیت، بلکه ابراز و اظهار وجود است. در ادامه، استاد با تحلیل رابطه وجود با علت، توضیح میدهد که چگونه وجودِ ممکن، عینِ فقر و تعلق به مبدأ اعلیٰ است و این تعلق، مقوّمِ ذاتِ وجود است، نه امری عارضی که پس از حدوث پدید آید. در پایان، با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و عقلی، به نحوه وحدت در کثرت و چگونگی ارتباط تمام عالم با مبدأ هستی اشاره میشود تا روشن گردد که چگونه همه موجودات در هر لحظه، در حال پیوستگی و دریافت فیض از علت اولیٰ هستند.
تبیین حقیقت جعل و رابطه وجود با علت
1درس دویست و شصت و یکم
بیان کیفیت مجعول در کلام مرحوم آخوند (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
راجع به مجعولیت ماهیت یا وجود صحبت شد که جعل عبارت از ارادۀ اشراقیه و اضافۀ اشراقیه که از ناحیۀ مبدأ أعلیٰ و علت اولیٰ نسبت به تحقق حدود وجود به نفس آن حدوث میباشد؛ یعنی آن اراده و آن افاضۀ اشراقیه مانند اضافۀ مقولیه دارای طرفین نیست بلکه در اینجا طرف، طرف واحد است. به نفس مجعولیت وجود یعنی حد دادن به وجود و محدود کردن وجود، آن جعل خارجی تحقق پیدا میکند. بناءًعلیٰهذا ماهیتی متقرر نیست که آن ماهیت موجود بشود بلکه اصلاً ماهیتی نیست. وجود هم در مقام بساطت و در مقام صرافت بر قوام خودش استوار است و قیوم به ذات است. آن وجود که عبارت از همان مبدأ أعلیٰ [است] حتی نسبت وجود به مبدأ أعلیٰ و به علت اولیٰ این نسبت از باب نسب خارجیۀ اختلاف موضوع و محمول نیست و افتراق بین موضوع و محمول نیست بلکه نفس آن محمول، موضوعِ برای قضیه است و نسبت در اینجا محقق موضوع واحد بدون وصف وجود است یعنی الوجودُ هو المبدأ الأعلیٰ و هو العلةُ الأولیٰ و هو الموجودُ و الله هو الوجودُ و الوجودُ هو الله تعالیٰ!
جعل عبارت از ابراز و اظهار وجود
اگر همین وجود بخواهد محدودیت پیدا بکند یعنی آنچه را که قابلیت دارد اظهار کند نشان بدهد این عبارة أخرای جعل است پس جعل ساخت وجود در خارج نیست. جعل عبارت از ابراز و اظهار وجود است؛ وجودی که در مقام ذات بِلا لونٍ و لا صفةٍ و لا کیفٍ و لا کمٍّ بود الآن این وجود ذی ألوانٍ مختلفةٍ و کمٍّ متفاوتةٍ و حیثیات مفترقة خواهد شد.
تلمیذ: بروز و ظهور یا ابراز و اظهار؟!
استاد: بروز و ظهور عبارت از نفس آن کیف خارج و نفس آن ظهور خارج یعنی نفس ظهور و تحقق خارجی به معنای بروز و ظهور است اما ابراز، همان جعل و اضافۀ اشراقیه است یعنی آن اراده وقتی بر ظهور تعلق میگیرد به آن اراده ابراز و اظهار میگویند. صورت عبارت از کیف خارجی است. اما مصور، جاعل این صورت است؛ جاعل کم، کیف، لون، وضع و امثالذلک است. پس اظهار به جنبۀ فاعلی برمیگردد و ظهور به جنبۀ تحقق خارجی خود شیء برمیگردد. این جعل و مجعولیت وجود که بنا بر فرمایش مرحوم آخوند ـ حق هم همین است ـ خود نفس وجود بدون امر دیگری در اینجا مجعول برای وجود است. حالا این وجود وقتی که در خارج با این وصف و با این کیف تحقق پیدا میکند چه بخواهد و چه نخواهد یک اوصافی از این وجود متنزع خواهد شد؛ چه جاعل بخواهد یا جاعل نخواهد؛ یعنی نفس وجود خارج عبارت از منشئیت برای آثار مختص است. چطور اینکه جسم اگر بخواهد در خارج واقع بشود حتماً این جسم در زمان یا در مکان بودن را بهدنبال دارد و لازمهاش هست. نمیشود جسم در خارج باشد و زمان و مکانی بودن را ما از آن جسم و از آن ماده سلب کنیم! این اوصاف و لوازم خود ذاتی وجود است.
