اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثال‌های عرفی و عقلی، ثابت می‌کند که همان‌گونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظه‌به‌لحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین می‌شود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

2
  • تؤام بودن کشف و عقل در مطالب اسفار مرحوم صدرالمتألهین

  • این مطالبی را که ایشان می‌فرماید تمام این مطالب با کشف و اینها هم توأم بوده است ها! یعنی مرحوم آخوند صاحب کشف و اینها بوده است و مسئله از راه کشف و عقل، هردوی اینها برای ایشان ثابت شده است.

  • فَحاجتهُ فی البَقاءِ کَحاجتهِ فی الحدوثِ بِلا تَفاوتٍ لا بِمعنَى أنَّ کونهُ بَعدَ العَدمِ أثرُ الفاعلِ أو کونهُ بَعدَ کَونِ سابقٍ أثرَه.

  • حاجت آن ممکن و آن شیء وجود در بقاء مانند حاجت آن وجود تعلقی در حدوث است بدون هیچ‌گونه تفاوتی. به این معنا نیست که کون او بعد از عدم، اثر فاعل است یعنی اثر فاعل به جنبۀ اتصاف می‌خورد که همان جنبۀ حدوث است. یا به آن اتصاف مستمر، کون بعد از کون می‌خورد. او مجعول نیست بلکه نفس وجود مجعول است و نفس وجود مورد اراده است.

  • بَل هُما لازمانِ لِنفسِ الوجودِ بِلا جَعلٍ و تَأثیرٍ کَما مَرَّ.

  • بلکه حدوث و استمرار لازمۀ وجود هستند. لازمۀ وجود حادث، صفت حدوث است و لازمۀ وجود مستمر، صفت استمرار است و این دو صفت از ناحیۀ غیر اعطاء نمی‌شود بلکه لازمۀ نفس وجود است. وقتی که کون یک امری بعد از عدم بود از خود نفس او حدوث انتزاع می‌شود و این لازمه‌اش نیست وقتی که یکی از علل معده که زید است با او نکاح می‌کند، من‌باب‌مثال جناب مخدرۀ مکرمۀ مجللۀ مطوله وقتی که با او نکاح می‌کند این بچه متولد خواهد شد. وقتی که این بچه متولد می‌شود مسئلۀ ابوّت و بنوّت خواهی‌نخواهی به‌طور ضروری انتزاع می‌شود، نه‌اینکه این علاوۀ بر نکاح امر دیگری را هم انجام می‌دهد که اسم آن بنوّت یا ابوّت است غیر از آن مسئلۀ تولید و غیر از آن مسئله، نه ما چیز دیگری بلد نیستیم.

  • تلمیذ: اینجا یک سؤال می‌شود کرد که چطور نمی‌شود از وجود یک وجود دیگری مثلاً به‌عنوان یک امر جدا [باشد]؟ از او متولد و ایجاد شده است ولی مجزا بشود و انقطاع حاصل بشود و بقاء هم داشته باشد؟