
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم میپردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثالهای عرفی و عقلی، ثابت میکند که همانگونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظهبهلحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین میشود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید میشود.
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
3استاد: یعنی بین وجود و آن جاعل انقطاع حاصل بشود؟
تلمیذ: بله.
استاد: خب اصلاً بحث این است که آن وجود یعنی آن مرتبۀ نازلۀ علت. بین علت و معلول چطور میشود جدایی حاصل بشود؟!
تلمیذ: ما میخواهیم بگوییم مثل تمثیلی فرزند و پدر و مادر هست...
استاد: آن که جعل نیست و علل معده است.
علت وجود، نفس وجود!
تلمیذ: میدانم، یعنی این وجود چه نوع سنخیتی دارد که حالت بینونت نمیشود بین علت و معلول حاصل بشود؟
استاد: بهخاطر اینکه علت وجود، نفس وجود است. این علل، علت معده است. چون علت وجود خود وجود است بنابراین نفس علت است منتها در مرتبۀ ضعیف و بین علت و معلول هم هیچگونه نمیشود فاصلهای بیفتد. یعنی چون الآن در اینجا چیزی در خارج نبوده است اگر فرض کنید در اینجا یک کیسه سیمان و گچ داشته باشید ـ چون الآن دست ما در بنّائی است مثالهایی که میزنیم توجه داشته باشید! ـ قشنگ میتوانید یک تکه از این بردارید با آن سیمان ترکیب کنید و منبابمثال یک آجر درست کنید. آجر را با این چیزها درست میکنند؟! حالا فرض کنید که اینطوری [درست میکنند]!
تلمیذ: با خاک رس [درست میکنند].
استاد: با خاک رس [درست میکنند]! یک مقداری از این برمیداریم و بعد در یک قالبی مخلوط میکنیم و یک آجری درمیآید!! بله، این علت در اینجا کارش را انجام داده است یعنی علت معده در اینجا آن جنبۀ اتصالش را با چیز انجام داده است و الآن در کنار محفوظ است ولی بحث این است که یکی از علل آن معلول خارج، علل معده است اما آن علل مادی و صوری که علت اصلی برای اجسام خارجی هستند آنها قبلاً موجود بودند و فقط یک مقداری از آنها برداشته شد و کیفیت آنها عوض شد ولی بحث ما راجع به وجود این است که وجود از جایی برداشته نمیشود و در جایی گذاشته بشود. نفس حضور علت در مرتبۀ متأخر، عبارت از موجود است. چگونه ممکن است بین این دو انفکاک بیفتد؟! نمیشود تصور کرد!
