
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم میپردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثالهای عرفی و عقلی، ثابت میکند که همانگونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظهبهلحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین میشود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید میشود.
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
4إنَّما المَجعولُ و أثرُ الجاعلِ نَفسُ الوجودِ لا تَصییرهُ ذا الَّلوازمِ الَّتی مِن جُملتِها کَونهُ غَیرَ أزلیٍ فَلیسَ لِلحقِّ إلاّ إفاضةُ نورِ الوجودِ عَلَى الأشیاءِ و إدامتِها و حِفظِها و إبقاءِ ما یَحتملُ البَقاءَ قَدرَ ما یَحتملُ.
مجعول و اثر جاعل، جناب نفس وجود است. نهاینکه او را دارای لوازمی بگرداند که ازجملۀ آن لوازم یکی حدوث است و یکی استمرار است و یکی هم اینکه غیر ازلی بودن باشد غیر ازلی بودن یعنی همان معنای حدوث است. آنچه که حق انجام میدهد و از عهدۀ او برمیآید افاضۀ نور وجود بر اشیاء یعنی بر ماهیات است و ادامه و حفظ آن افاضه [است] و آن ذاتی را باقی بگذارد که احتمال بقاء در او میرود به آن مقداری که محتمل است و به آن مقداری که در آن ظرفیت برحسب استعداد خودش، شرایط زمان، محیط و مکان قرار دارد. شما میبینید یک چیزی اگر بخواهد در خارج بماند منبابمثال اگر دو دقیقه بخواهد در خارج بماند فاسد میشود. یک شیئی و بعضی از اجسام هستند که اگر اینها را بخواهند در خارج از یخچال و وسائل مبرّده نگه دارند بعد از یک ساعت فاسد میشوند. اما بعضی چیزها هستند که تا ده روز هم بمانند فاسد نمیشوند و این بهخاطر آن کیفیت احتمال اینها است که اینها تا چقدر قدرت دارند در آن وضعیت بمانند و تبدل ماهیت برای آنها پیدا نشود.
وَ یَسعُ لَهُ بِحسبِ هویتهِ و أمّا النَّقائصُ و القُصوراتُ فَهیَ لَها مِن ذاتِها.
بهحسب آن موجودیتش وسعت برای بقاء را دارد. اما نقائص و جنبههای نقص و قصور برای این اشیاء از ذاتش است یعنی ذات این اشیاء دارای نقص و قصور هستند نهاینکه آن جنبۀ افاضه دارای نقص است. آن فقط آن نور وجود را افاضه میکند و به مرتبۀ متأخر درمیآورد. حالا این نقص دارد، دیگر این نقص لازمۀ ماهیت است. یک وقت شما میبینید که آن افاضه یک شیئی را در خارج وجود میدهد آن وجود عبارت از وجود یک زیدی است که یک متر و هشتاد سانت قد اوست و یک وقتی یک وجودی را افاضه میدهد که فرض کنید قد او به یک متر میرسد و بیشتر رشد نمیکند. این بیشتر رشد نکردن برای قصور و نقایصی است که در او هست و بیشتر از آن تحمل و قدرت ندارد. ما هرچه میگوییم آقایان طور دیگری [برداشت] میکنند نمیدانم!!
