اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثال‌های عرفی و عقلی، ثابت می‌کند که همان‌گونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظه‌به‌لحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین می‌شود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

5
  • مِثالُ ذَلکَ عَلَى وَجهٍ بَعیدٍ فَیضان نورِ الشَّمسِ عَلَى الأجسامِ القابلةِ بِلا مَنعٍ و بُخلٍ فَلَو حَجبَ بَعضُ الأجسامِ عَن وُرودِ شُعاعِها عَلیهِ لکانَ مِن جَهتهِ لا مِن جَهتِها

  • مثل نور شمس است در اجسامی که قابل است بِلا مَنعٍ و بُخلٍ. اگر بعضی از اجسام از ورود شعاعش بر او حاجب بشوند این برای خود آن بعض اجسام است نه از جهت شمس. این عَلَى وَجهٍ بَعیدٍ به‌خاطر این است که یک جنبۀ قابلی در خارج هست و یک جنبۀ فاعلی دارد اما در وجودات خارجی دیگر جنبۀ قابلی وجود ندارد و اضافۀ اشراقیه است، نه اضافۀ مقولیه.

  • فالذاتُ الأحدیةِ لا تَزالُ تُضی‌ءُ هَیاکلَ المُمکناتِ و یُخرجُها مِن ظُلمةِ لَیلِ العَدمِ إلى نورِ نَهارِ الوجودِ بِحیثُ لَو فَرضَ الوَهمُ أنَّهُ تَعالىٰ یُمسکُ عَنها إفاضةَ الوجودِ لَحظةً لَعادتِ إلى ظُلمةِ ذاتِها الأزلیةِ.

  • ذات احدیت همیشه بر هیاکل ممکنات اضائه دارد و این ممکنات را از ظلمت لیل عدم به نور نهار وجود خارج می‌کند. اگر این‌طور تصور بشود که در یک لحظه عنایت حق منقطع بشود و افاضه، امساک بشود این به آن ظلمت ذات ازلیه‌اش که ظلمت امکان است رجوع می‌کند.

  • فَسُبحانَ القَویُّ القَدیرُ الحَکیمُ الَّذی یُمسکُ السَّماواتِ و الأرض أن تَزولا و لَئن زالَتا إن أمسکَهُما مِن أحدٍ مِن بَعدهِ1

  • [پس منزّه است آن توانای مقتدر حکیمی که آسمان‌ها و زمین را از زوال نگاه می‌دارد] اینکه اینها زائل بشوند. بر فرض اگر اینها زائل بشوند یعنی از آن مرتبۀ وجودی خود بیرون بیایند و دوباره لباس امکان را به خود بپوشند، چه کسی است که دوباره اینها را به منصۀ وجود درمی‌آورد؟

  • وَ ما أشدُّ سَخافةً وَهمُ مَن یَرىٰ أنَّ حاجةَ العالَم إلى قَیّومِ السَّماواتِ و الأرضِ و مَن فیهما و ما عَلیهِما فی حالِ الحدوثِ لا فی حالِ البَقاءِ حَتَّى صَرحَ بَعضٌ مِن هؤلاءِ القائلینَ بِهذا القولِ جَهلاً و عِناداً أنَّ الباریَ لَو جازَ عَدمُهُ لَما ضَرَّ عَدمُهُ وجودَ العالمِ بَعدَهُ‌ لِتحققِ الحدوثِ بِإحداثهِ و هذا غایةُ الجَهلِ و الفَسادِ فی الاعتقادِ عَلىٰ أنَّ کُلَّ عِلةٍ ذاتیةٍ فَهیَ مَعَ مَعلولها وجوداً و دَواماً کَما سَنَذکُرهُ فی مَباحثِ العِّلةِ و المَعلول.

    1. . همان، ص 219 و 220.