
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم میپردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز میشود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثالهای عرفی و عقلی، ثابت میکند که همانگونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظهبهلحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین میشود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید میشود.
تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند
6چقدر سخیف است رأی کسانی که میگویند که حاجت عالم به قیوم سماوات، این در حال حدوث است، نه در حال بقاء! حتی بعضی از این افراد که قائلین به این قول از روی جهل و عناد هستند، اینطور گفتند: اگر باری عدمش جایز باشد ضرری نمیرساند چون باری کار خودش را انجام داده است و بعد دیگر این عالم هم براساس و بر مدار خودش باقی است [بهخاطر تحقق حدوث به احداث باری]. هر علت ذاتی با معلولش وجوداً و دواماً معیت دارد همچنانکه در مباحث علت و معلول ذکر خواهیم کرد.
وَ مِنَ الشَّواهدِ فی ذلکَ حَرارةُ النّارِ الفائضةِ مِن جوهرِها أعنی صورتَها عَلى ما حَولها مِنَ الأجسامِ لِلتَّسخینِ و هکَذا یَفیضُ مِن الماءِ الرُّطوبةُ و البَللُ عَلى الأجسامِ المُجاورةِ لَهُ و الرَّطوبةُ جوهریةٌ و ذاتیةٌ لِلماءِ کَما أنَّ الحَرارةَ لِلنّارِ کَذلکَ و هکَذا یَفیضُ مِنَ الشَّمسِ النّورُ و الضّیاءُ عَلى الأجرامِ الکوکبیَةِ و العنصریةِ لِأنَّ النّورَ جوهریٌ لِلشمسِ و الفِعلُ الذّاتی لا یَتبدَّلُ.1
حالا ازجملۀ مثالهایی که میتوانیم بر این مسئله بیاوریم حرارت نار است که از جوهرش فائض است یعنی صورت جوهریاش بر آنچه که در کنار او از اجسام قرار دارد بهجهت تسخین این نار علت برای آن حرارتش است نسبت به آن اجسامی که در کنار او هستند. از ماء رطوبت و بلل فائض میشود بر اجسامی که مجاور با آن ماء هستند. رطوبت جنبۀ جوهری و ذاتی برای ماء دارد. هم جوهریت دارد و عرض نیست بهخاطر اینکه از جنس ماء است و هم ذاتی است بهخاطر اینکه لا ینفک است. همانطور که آب جنبۀ جوهری دارد، نه جنبۀ عرضیت.
وَ هکَذا یَفیضُ مِنَ الشَّمسِ النّورِ و الضّیاءِ ... [همچنانکه از خورشید، نور و روشنایی] بر اجرام سماوی و بر اجرام عنصریۀ عرضی جاری میشود، چون نور، جوهری برای شمس است و از مادۀ شمس است و فعل ذاتی هم که تبدل پیدا نمیکند یعنی این فعل همیشه با آن شمس وجود دارد. نمیشود یک وقتی باشد و یک وقتی نباشد. یک وقتی کم باشد و یک وقتی زیاد باشد.
- . همان، ص 220.
