اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت رابطه میان خالق و مخلوق و چگونگی استمرار وجود عالم می‌پردازد. بحث با نقد دیدگاه کسانی آغاز می‌شود که معتقدند عالم تنها در حدوث به علت نیاز دارد و در بقا مستقل است. استاد با رد این انگاره و با استفاده از مثال‌های عرفی و عقلی، ثابت می‌کند که همان‌گونه که وجود در حدوث به فاعل نیاز دارد، در بقا نیز لحظه‌به‌لحظه به فیض الهی وابسته است. در ادامه، تفاوت میان علل معده و علت حقیقی وجود بررسی شده و با استناد به مبانی فلسفی، این نکته تبیین می‌شود که عالم، کلمات وجودی خداوند هستند و هرگونه انقطاع فیض، به معنای بازگشت به ظلمت عدم است. در پایان، با اشاره به سیره عملی و تربیتی بزرگان، بر اهمیت حفظ حریم عبودیت و پرهیز از رفتارهای تصنعی در مسیر بندگی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت ایجاد و بقای عالم در کلام آخوند

8
  • ذکر حکایتی برای کیفیت احاطۀ نفس بر بدن

  • افرادی که دارای عزیمت و همم هستند یعنی دارای قدرت و عزم و تصرفات هستند در عین اینکه در اینجا نشسته‌اند اراده می‌کنند آن کتاب از آنجا بلند می‌شود و جای دیگر می‌آید. یک شخصی از افراد که خودش از فضلاء است می‌گفت که یک وقتی با شخصی در جایی بودیم راجع به مسئلۀ تجرد نفس صحبت می‌کردیم و ما یک مقداری از علل و اسفار آوردیم. گفت که اینها را کنار بگذار بیا ببین من برایت چه می‌گویم! می‌گفت که یک‌مرتبه این شخصی که در کنار من نشسته بود، صدایش را از آن گوشۀ اطاق شنیدم! به آن گوشۀ اطاق رفت و شروع کرد با من صحبت کردن! این خودش اینجا نشسته بود بعد از آنجا شروع کرد با من صحبت کردن! من هم جوابش را می‌دادم یعنی او از اینجا حرف می‌زد صدا از آنجا می‌آمد. بعد گفت که خب من این گوشۀ اطاق هستم حالا به این گوشۀ اطاق می‌روم. دیدم یک‌دفعه صدایش از ـ خودش را نمی‌دیدم! ـ این گوشۀ اطاق آمد! بعد گفت که حالا ببین کتاب را از روی طاقچه برمی‌دارم و اینجا می‌گذارم. می‌گفت که یک‌‌دفعه دیدم که کتاب بلند شد و روی هوا آمد رفت و در این سمت قرار گرفت! یک‌دفعه دیدم این کنار من می‌گوید که خب حالا دیدی؟! می‌گفت که من در این مواضع گردش کردم.

  • این یک نوع خلع است. این شخصی که الآن دارد در این کتاب تصرف می‌کند آیا به داخل کتاب می‌رود؟ یعنی الآن که این کتاب یک کیلو است، یک کیلو و نیم می‌شود؟! این‌طور نیست! وزن این کتاب یک گرم هم فرق نمی‌کند. آیا این کتاب زنده می‌شود؟! حیات پیدا می‌کند؟! نه! این در کتاب به تصرف ملکوتی تصرف می‌کند نه‌اینکه الآن در این کتاب و در این جسم تصرف کند. این الآن در ملکوت این کتاب وقتی که نشسته است تصرف می‌کند به‌واسطۀ متأثریت ملک از ملکوت آن کتاب هم متأثر می‌شود و آن ملکوت را حرکت می‌دهد در یک جای دیگر می‌آورد. آن ملکوت که در عالم مثال و ملکوت برزخ حرکت پیدا می‌کند آن کتاب در عالم ماده و شهادت هم حرکت پیدا می‌کند. مثل چراغ که وقتی آن را در منبع برق بزنند آن جایی که کیلومترها فاصله دارد روشن می‌شود و وقتی که قطع بکنند این‌هم قطع می‌شود، این جنبه جنبۀ احاطه است. احاطۀ نفس به بدن به این نحو است نه‌اینکه این نفس داخل بدن ما رفته است.