
ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول
نقد نظریه اولویت و تبیین جایگاه وجوب در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین قاعده فلسفی «الشّىءُ ما لَم یَجِب، لَم یوجَد» میپردازند. بحث اصلی پیرامون این محور است که صرفِ وجودِ شرایط، معدّات و اولویتها برای تحقق یک معلول در خارج کافی نیست، بلکه تا زمانی که علت به مرتبه «علیت تامه» نرسد و وجود معلول را ایجاب نکند، آن ممکن در حیطه امکان باقی میماند. استاد با نقد دیدگاه متکلمین که اولویت را برای تحقق معلول کافی میدانند، توضیح میدهند که اولویتها تنها ماهیت را به وجود نزدیک میکنند، اما تا زمانی که به حد وجوب نرسند، استواء طرفین وجود و عدم باقی است. در نهایت، ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تبیین میکنند که رسیدن به مرتبه علیت، مساوق با وجود معلول در خارج است و بدون تحقق علت تامه، هیچ تغییری در عالم خارج رخ نمیدهد.
ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول
3جنبۀ علیت؛ صیرورت ذات به مرحلۀ تولید و ایجاب و ایجاد
بنابراین منظور من از طرح این مسئله این بود که اگر بخواهیم بحث را در واجب الوجود بالذات مطرح بکنیم اینکه واجب الوجود علت اولىٰ و علت تامه است دلیل نمىشود که آن واجب الوجود همیشه متصف به عنوان علیت باشد بهخاطر اینکه جنبۀ علیت صیرورت ذات به مرحلۀ تولید و به مرحلۀ ایجاب و به مرحلۀ ایجاد است این صیرورت ذات است و این منافات ندارد بااینکه ذاتیت خود ذات اقتضاء علیت بکند، هیچ با این منافات ندارد. حالا یک ذاتى صیرورت به علیت پیدا مىکند آیا این دلیل بر این است که علیت همیشه ذاتى اوست؟! یک همچنین چیزى در ذات نخوابیده است. این یک بحث بسیار مهمى است که بعداً خیلى بهدرد مىخورد و بعداً در آنجا مىآید.
تلمیذ: ببخشید پس اینکه از علت پى به معلول مىبریم از طریق «لمّ» مىشود و از معلول به علت پیمیبریم از طریق «إن» مىشود پس ما در اینجا یک طریق بیشتر نداریم. چون ما تا موقعى که معلول نداشته باشیم تا موقعى که حرکت این کتاب نباشد اینجا صدق علیت بر این نمىکند. به نظر من نتیجۀ بحث ما این مىشود که تا موقعى که ما معلول نداشته باشیم علتى نیست.
استاد: خب بله!
تلمیذ: خب دیگر زید علت مىشود!
استاد: خب بله! مغربى گفت:
ظهور تو به من است و وجود من از تو *** وَ لَستَ تَظهَرُ لَولاىَ، لَم أکن لَولاک1 وجود ما از اوست اما وجود او که دیگر از ما نیست! وجود هم با مسئلۀ علت دوتا است؛ ممکن است یک شیئی باشد ولى علت نباشد اما نمىشود شیئی باشد و معلول نباشد ـ البته در قسمت امکانش ـ ولى ظهور او به ماست اگر ما نباشیم آیا مىشود بگوییم که خدا ظاهر است؟! نمىشود دیگر! پس همانطورىکه ما احتیاج به خدا داریم خدا هم احتیاج به ما دارد! اگر ما نباشیم او مىخواهد براى چه کسی ظاهر بشود؟! خودش که هست و ظاهرٌ بِنفسِه است. در مرحلۀ ظهور خارجى باید معلول باشد تااینکه بگویند: او ظاهر است! این مسئله فرق مىکند! این مسئلۀ شما به علیت چندان [ربطى] ندارد.
- . دیوان شمس مغربی، غزل 111.
