
ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول
نقد نظریه اولویت و تبیین جایگاه وجوب در علیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین قاعده فلسفی «الشّىءُ ما لَم یَجِب، لَم یوجَد» میپردازند. بحث اصلی پیرامون این محور است که صرفِ وجودِ شرایط، معدّات و اولویتها برای تحقق یک معلول در خارج کافی نیست، بلکه تا زمانی که علت به مرتبه «علیت تامه» نرسد و وجود معلول را ایجاب نکند، آن ممکن در حیطه امکان باقی میماند. استاد با نقد دیدگاه متکلمین که اولویت را برای تحقق معلول کافی میدانند، توضیح میدهند که اولویتها تنها ماهیت را به وجود نزدیک میکنند، اما تا زمانی که به حد وجوب نرسند، استواء طرفین وجود و عدم باقی است. در نهایت، ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تبیین میکنند که رسیدن به مرتبه علیت، مساوق با وجود معلول در خارج است و بدون تحقق علت تامه، هیچ تغییری در عالم خارج رخ نمیدهد.
ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول
7ثمَّ معَ انضمامِه لو لَم یحصل الوجوبُ بَل کانَ بحسبِهِ جوازُ الطرفین فَلم یَقف الحاجة إلى المرجحِ لأحدهما و هکذا حتى یَنتَهی الأمرُ إلى مرجحاتٍ و أولویاتٍ غیرِ متناهیةٍ.
حالا اگر یک شىء دیگرى ضمیمه شد و وجوب حاصل نشد فرض کنید که یک شرط به شرایط اضافه شد و دو شرط شد، باز ما یک مقدار نزدیک به وجود شدیم و یک مقدار جلو آمدیم ولی باز دراینصورت جواز الطرفین به حال خودش باقی است. فرض کنید دستور از مافوق هم آمده ولى هنوز این قطار راننده ندارد. پس حاجت به مرجح به یکى از اینها توقف نکرده و باز همینطور حاجت ادامه دارد و باز احتیاج براى آن فعل خارجى و براى آن معلول خارجى هست و همینطور ادامه دارد تااینکه شما مىتوانید اولویات و مرجحات غیر متناهى را هم درنظر بگیرید؛ این به آن بگوید، آن تلفن بزند و... مثل کاغذبازى ادارات ما! این کاغذبازى ادارات ما قشنگ مصداق براى همین بحث فلسفى ماست! قشنگ اینها همین قضیه را اجرا مىکنند! یک کسى که کارى دارد شش دورِ عمر دور خودش مىچرخد تااینکه بخواهد یک کار را انجام بدهد. ادارات ما علت نیستند بلکه مرجحات غیر متناهیه هستند. بهتر هم هست غیر متناهیه هستند!! فایده ندارد که همان روز اول کار انجام بشود!!
امیرالمؤمنین در آن نامهاش به مالک اشتر مىفرماید که کار مردم را از امروز به فردا نینداز! این هنر نیست هنر این است که یک عمرى بچرخانند!!
و لا یکونُ معَ ذلک قد حَصَلَ تعیّنُ أحدِ الطرفین إذ کلُّ مرتبةٍ فرضت مِنَ المراتبِ الغیرِ المتناهیةِ یأتی الکلامُ فی استواءِ نسبةِ الأولویةِ المتحققةِ فیها الغیرِ الموجبةِ إلى الجانبینِ بِحالهِ معَ فرضِ حصولِ ما فُرِضَ سبباً مُرجحاً.
ولى درعینحال اینطور نیست که تعینى در یکى از دو طرفین انجام شده است. زیرا هر مرتبهای که از مراتب غیر متناهیه فرض بشود هر مرتبهاى از اولویتى از این مراتب غیر متناهیه فرض بشود کلام ما در استواء نسبت اولویت در آن که ایجاد یکى از دو طرف نمىکند به حال آن استواء، با فرض حضور آن که براى مرجح فرض شده است، کلام ما در آنجا به حال خودش باقى است؛ هر اولویتى که انجام بشود باز ما نسبت طرفین را مساوى مىبینیم. باز اگر یک اولویت دیگرى به سایر اولویتها اضافه بشود باز مىبینید که انجام نشده است! به ادارۀ برق مىرود مىگویند: برو ادارۀ آب! یک قدم نزدیک شد ولى بالأخره برایش برق نیاوردند! مىرود ادارۀ آب میگویند: برو ادارۀ مالیات! باز یک قدم نزدیک مىشود ولى باز برق برایش نیامده است. میگویند: برو ادارۀ دارایى، برو ادارۀ فاضلاب، برو ادارۀ سیمکشى و برو هر جایی که ...! مدام نزدیک مىشوى ولی فایدهاى ندارد!!
