اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول

نقد نظریه اولویت و تبیین جایگاه وجوب در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین قاعده فلسفی «الشّىءُ ما لَم یَجِب، لَم یوجَد» می‌پردازند. بحث اصلی پیرامون این محور است که صرفِ وجودِ شرایط، معدّات و اولویت‌ها برای تحقق یک معلول در خارج کافی نیست، بلکه تا زمانی که علت به مرتبه «علیت تامه» نرسد و وجود معلول را ایجاب نکند، آن ممکن در حیطه امکان باقی می‌ماند. استاد با نقد دیدگاه متکلمین که اولویت را برای تحقق معلول کافی می‌دانند، توضیح می‌دهند که اولویت‌ها تنها ماهیت را به وجود نزدیک می‌کنند، اما تا زمانی که به حد وجوب نرسند، استواء طرفین وجود و عدم باقی است. در نهایت، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تبیین می‌کنند که رسیدن به مرتبه علیت، مساوق با وجود معلول در خارج است و بدون تحقق علت تامه، هیچ تغییری در عالم خارج رخ نمی‌دهد.

ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول

8
  • خطِ میر خیلى قشنگ بود؛ نون مى‌نوشت براى مادرش مى‌آورد نشان مى‌داد که ببین چه نون قشنگى است! گفت: بابا این نون‌های تو براى ما نان نمى‌شود! مدام ننشین نون بنویس! البته اصطلاحات دیگر هم هست!!

  • حالا هرچه از این اولویت‌ها انجام بشود کارى بالأخره در خارج انجام نمى‌شود. به قول یک بنده خدایى مى‌گفت: ـ این از ما یاد گرفته بود ـ هر وقت ما رادیو را باز کردیم مى‌شنیدیم که آقاى فلان تأکید فرمودند! 22 سال است اینها دارند تأکید مى‌کنند! براى مسائل امنیتى تأکید فرمودند! خیلى خوب! بعدی هم مى‌آید، او هم تأکید مى‌کند! براى عمران و آبادى تأکید فرمودند! برای رسیدگى به امور ایتام تأکید فرمودند! تا [پیچ رادیو] باز مى‌شود آن بنده خدا به من مى‌گوید که الآن ایشان هم مى‌خواهد تأکید کند!!

  • فاستواءُ نسبةِ هذه الأولویةِ إلى طرفَی الفعلیةِ و اللافعلیةِ مَعَ تحققِ تلکَ الأسبابِ الغیرِ المتناهیةِ باقٍ علىٰ شأنِه.

  • استواء نسبت این اولویت به دو طرف فعلیت و عدم فعلیت این استواء نسبت بر شأن خودش باقی است بااینکه این اسباب غیر متناهى هم در خارج هستند ولى بالأخره به مرتبۀ مشت پر کنى نرسیده است.

  • مِن دونِ أن یُفیدَ تعیناً لأحدِ الطرفین فَلا یکونُ ما فُرِضَ سبباً مرجحاً سبباً مرجحاً فَقد ظهَرَ أنَّ المفروضَ مستحیلٌ مِن غیرِ أن نستعینَ فی بیانِهِ بِاستحالةِ ذهابِ السلسلةِ الغیرِ المتناهیةِ مِن العللِ و المعلولاتِ.

  • بدون اینکه تعینى بر یکى از دو طرفین مفید باشد. آن که فرض کردید سبب مرجح وجود است دیگر سبب مرجح نیست. این‌طور ظاهر شد که مفروض مستحیل است یعنى اینکه اولویت بیاید موجب وجود معلول در خارج بشود این فرض ما مستحیل است و ما نیاز نداریم که براى این استحاله سراغ این برویم که سلسلۀ علل سلسلۀ غیر متناهیه است چون اصلاً بحث به سلسلۀ علل نمى‌رسد و در زیر سلسلۀ علل قضیه متوقف مى‌شود. ما مى‌گوییم که اصلاً به علیت نمى‌رسد تااینکه این متناهى بشود یا نشود.