اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول

نقد نظریه اولویت و تبیین جایگاه وجوب در علیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین قاعده فلسفی «الشّىءُ ما لَم یَجِب، لَم یوجَد» می‌پردازند. بحث اصلی پیرامون این محور است که صرفِ وجودِ شرایط، معدّات و اولویت‌ها برای تحقق یک معلول در خارج کافی نیست، بلکه تا زمانی که علت به مرتبه «علیت تامه» نرسد و وجود معلول را ایجاب نکند، آن ممکن در حیطه امکان باقی می‌ماند. استاد با نقد دیدگاه متکلمین که اولویت را برای تحقق معلول کافی می‌دانند، توضیح می‌دهند که اولویت‌ها تنها ماهیت را به وجود نزدیک می‌کنند، اما تا زمانی که به حد وجوب نرسند، استواء طرفین وجود و عدم باقی است. در نهایت، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تبیین می‌کنند که رسیدن به مرتبه علیت، مساوق با وجود معلول در خارج است و بدون تحقق علت تامه، هیچ تغییری در عالم خارج رخ نمی‌دهد.

ضرورت وجود علت تامه برای تحقق معلول

1
  • درس دویست و شصت و سوم

  • برگشت بحث وجودِ فعل و معلول به تامیت علت در جهت علّى (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فصل (15).

  • فی أنَّ المُمکنَ ما لَم یَجب بِغیرهِ لَم یوجَد.1

  • این بحثى که مرحوم آخوند مطرح مى‌کنند همین قاعدۀ معروف الشّىءُ ما لَم یَجِب، لَم یوجَد است و خب قبلاً راجع به بطلان اولویت صحبت شد که اولویت ایجاب نمى‌آورد بلکه اولویت همان استواء طرفین را در مرتبۀ ماهوى و مرتبۀ امکان حفظ مى‌کند. بنابراین ممکن در حیطۀ وجود، از نظر علت خودش همیشه باید به نقطۀ ایجاب برسد و علت به شیئی گفته مى‌شود که بتواند وجود معلول را ایجاب کند؛ یعنى وجود معلول با تحقق تام علت ضرورى الثبوت باشد این علت می‌شود. اما اگر من‌باب‌مثال مسائل، شرایط، قرائن یا ظروفى هست که این ظروف ظروف مستعد هستند ولى هنوز علت به مرتبۀ علیت تامه نرسیده است، این ظروف وجود و شرائطشان با عدمشان سیّان است چون هر چقدر که شرایط براى وجود مهیّاتر باشد تااینکه آن ممکن به مرتبۀ لزوم و ثبوت نرسد باز این اولویت‌ها نمى‌تواند کارى را انجام بدهد و همین‌طور در مرتبۀ خودش باقى مى‌ماند. بناءًعلیٰ‌هذا برگشت این بحث راجع به وجود فعل و وجود معلول به تامیت علت در جهت علّى خودش است.

  • البته یک نکته‌اى را همان‌طورى‌که همیشه و شاید کراراً عرض کردم باید مدّنظر داشت و آن این است که علت در علیت تام باشد هیچ الزامى را نمى‌آورد که همیشه در علیت آن، علت باشد. بین اینکه یک ذاتى متصف به عنوان علیت بشود یااینکه یک ذاتى علیت براى او به ضرورت ازلیه و ضرورت ذاتیه ضرورت داشته باشد فرق هست. بله، اگر علیت یعنى عنوان علیت به عبارت دیگر صیرورت شىء به حیثى که اقتضاء وجود شىء دیگر را مى‌کند این صیرورت وقتى که متحقق بشود آنگاه ما عنوان علیت را بر این شىء بار مى‌کنیم و قبل از این بار نمى‌کنیم. فلهذا ممکن است علل، اسباب، معدّات و شرایطى مجتمعاً در خارج محقق باشند ولى جزء اخیر از این اسباب هنوز محقق نشده باشد، عنوان علیت بر این شرایط الآن صدق نمى‌کند بلکه عنوان خود شىء و ذاتى شىء الآن بر این اشیاء صادق است. این عنوان علیت مترتب بر تمامیت همان جزء اخیر است و وقتى جزء اخیر تمام شد آن موقع یک عنوان علیت که عنوان انتزاعى و عنوان عقلی است بر این اشیاء مِن حیثُ هِى مُجتمعَة و از حیثى که این اشیاء من‌حیث‌المجموع موجد و مولّد این شىء هستند این عنوان در اینجا صادق است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 221.