
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
15تلمیذ: آیا در این محدوده و در این زمان که آمدیم، اینهم دوباره با اختیار خودمان بوده است؟
استاد: آنهم همینطور است همه با اختیار بوده است.
تلمیذ: پس تقدم و تأخر با افراد بوده است.
استاد: بله.
تلمیذ: دلیل روایی هم داریم یا فقط شهودی و عقلی است؟!
استاد: آن شهودی که قطعی است ولی در روایات هم داریم؛ هر چیزی که در آنجا انجام شده است در اینجا هم همان خواهد شد، آن گروهی که در آنجا سعادت را اختیار کردند اینجا هم سعید هستند و آن گروهی که شقاوت را اختیار کردند اینجا هم شقی هستند.1
تلمیذ: آخر چطور میشود، آنجا حجاب که نیست؟!
استاد: اتفاقاً اصل قضیه آنجاست، شما «چطور میشود» را باید در اینجا بگویید! یعنی اینجا مسئله گیر دارد ولی در اصل قضیه که اصلش گیر ندارد اگر جهت اختیاری باشد اختیار به نفس برمیگردد، نفس اصلاً به ماده مربوط نیست، احسنت! پس هرچه بوده در آنجا انجام شده است منتها در اینجا ظهور پیدا میکند.
تلمیذ: من میخواهم عرض کنم که در آنجا که حجابی نیست و کشف همۀ حقایق هست، بحثی فرمودید در رابطه با فرشته و ملک که آنها قسمتشان براساس اختیار است اما درعینحال که در اختیار هست همه چیز را هم میبینند و تصور هم نمیکنند که بخواهند از آن مبانی تخطی کنند. حالا همۀ موجودات در آن عالم همه چیز بر آنها مکشوف است، چطور میشود که سعادت را هم میبینند و شقاوت را میبینند که پر از ظلمت و پر از کدورت است ولی باز شقاوت را اختیار میکنند.
استاد: در آنجا هم مراتب بُعد و امثالذلک هم هست دیگر. در همانجا هم مرتبه و لذات و شهوات هست.
بقاء حب نفس و حب أنانیت تا قیامت
تلمیذ: یعنی شهوات مادی هست؟!
استاد: شهوت مادی نیست؛ شهوت ماده لباس ماده دارد اما شهوت به دنیا، به حجاب، تعینات ذاتی، أنانیت و امثالذلک در آنجا هست.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به التوحید، شیخ صدوق، ج ۱، ص 365، باب 58، باب السعادة و الشقاوة.
