
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز میشود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره میکنند. این مباحث به این نتیجه ختم میشود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورتبخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا میکند. این جلسه با پاسخ به پرسشهایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین میپردازد.
وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی
1درس دویست و شصت و چهارم
برگشت بحث وجودِ فعل و معلول به تامیت علت در جهت علّى (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و بالجملةِ الوجوبُ منتهى سلسلةِ الإمکاناتِ و الفعلیةُ الذاتیةُ مبدأُ انبثاثِ شعبِ القوى و أعدامِ الملکات فَلهذا قیل إنَّ وجوبَ الشیءِ قَبلَ إمکانِه و فعلیتَه قبلَ قوَّتِه و صورتَه سابقةٌ عَلى مادتِه.1
بحث راجع به «الشیءُ ما لَم یَجب لَم یوجَد» بود، این قانون فلسفی اقتضاء میکند که تا مراتب علیت در فاعلِ مفیض تام نباشد طبعاً آن وجود خارجی متحقق نخواهد شد، حالا چه آن علیت در مرحلۀ عرضی باشد و یا علیت در مرحلۀ طولی باشد، هردوی آنها یکی است. در مرحلۀ عرضی علیت عبارت از اجتماع شرایط و معدّات برای تحقق یک شیء است، وقتی که آن شرایط به مرحلۀ تمامیت رسید آنگاه عنوان علیت محقق میشود و با آن عنوان دیگر جایی برای عدم معلول نیست. در واقع علت در مقام علیت خود جمیع اعدام تحقق معلول را ازبین میبرد و همۀ ثغور را برای ضرورت عدم منتفی میکند. وقتی شیئی در خارج تحقق پیدا کند به این معناست که تمام امکاناتی که آن امکانات دستبهدست هم داده بودند تا نگذارند این شیء در خارج تحقق پیدا کند همۀ آن امکانات به کناری رفتند و تمام آنچه که برای عدم تحقق معلول در خارج وجود داشت همۀ آنها منتفی شده است.
این معنای علیت علت در معلول و اقتضاء فاعل علت در آن معلول خودش است. چون شیء در مرتبۀ استواء و مرتبۀ ماهیتی که دارد مساوی الطرفین نسبت به وجود و به عدم است و هیچ اقتضائی ندارد. چه ما بحث را روی ماهیت موجوده ببریم در عالم ذهن و در وعاء ذهن جنبۀ سلسلۀ طولی علت بر وجود خارجی این ماهیت مقدم است یااینکه بر مبنای مرحوم آخوند بحث را روی وجود خارجی شیء ببریم وجود خارجی آن شیء غیر از ربط و تعلق چیزی نیست. پس جنبۀ معلولیت وجود خارجی شیء عبارت از تعلقش به علت تام است. نفس تعلق به علت تام موجب خروج او از عدم به وجود است؛ یعنی چه بحث روی ماهیت برود یا بحث روی وجود خارجی برود، این مسئلۀ ایجاد علت در وقتی که علیتِ تام باشد در اینجا مطرح است، و به اضافۀ اشراقیۀ تمام جهات عدم و آنچه را که موجب استواء الطرفین است آن جهات منتفی میشود.
- .الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 223.
