اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی

تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز می‌شود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره می‌کنند. این مباحث به این نتیجه ختم می‌شود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورت‌بخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا می‌کند. این جلسه با پاسخ به پرسش‌هایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین می‌پردازد.

وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی

4
  • هزار ماهیت را در کنار هم قرار بدهیم تا علت در علیت خودش تام نباشد و ضرورت پیدا نکند این هزارتا علت کاری انجام نمی‌دهد. مثل اینکه شما هزارتا صفر در کنار همدیگر قرار بدهید، این صفر خودش کاری انجام نمی‌دهد مگر اینکه «یک» کنار او قرار بگیرد آن‌وقت «ده» می‌شود، فرض کنید که یک «یک» هم در کنار این‌طرف قرار بدهید «101» می‌شود و همین‌طور. پس خود او مسئله ایجاد نمی‌کند. این وجوب، وجوب سابق بر موجود است، وجوب سابق بر ماهیت است.

  • یک وجوب به حال محمول داریم، وجوب متعلق به محمول داریم یعنی وصف به حال محمول داریم، این وجوب وجوب محمولی است. آن وجوب در جایی هست که ماهیت در خارج موجود شود و وقتی ماهیت در خارج موجود شد آن‌هم هست. الآن می‌گوییم که «الماهیةُ موجودةٌ» یعنی «الماهیةُ الآن وَجبَت» چرا؟! چون در خارج هست و «الشیءُ ما لَم یجب لَم یوجَد» شیء تا وقتی که وجوب برایش نیاید موجود نمی‌شود. تا وقتی که ثغور عدم هنوز مسدود نشود و تا وقتی آنچه که موجب نبود اوست بسته نشود این شیء در خارج موجود نیست و وقتی که همۀ این ثغور بسته شد آنگاه این ماهیت در خارج موجود می‌شود. پس ضرورت برای این ماهیت بعد از وجود هست یعنی ضرورت، ضرورت محمولی است. وقتی بگوییم که زیدٌ موجودٌ یعنی زیدٌ یجبُ أن یکونَ موجوداً مِن حیثُ إنّه موجودٌ بِالفعل. اینکه الآن هست یعنی وجوب دارد دیگر الآن نمی‌توانیم بگوییم که الآن این وجود برای او امکان دارد، می‌شود باشد و می‌شود نباشد، خودمان می‌بینیم! این ضرورت گرچه ضرورت بالغیر است یعنی این وجوب را از ناحیۀ غیر آورده است ولی بعد از اینکه وجوب پیدا کرد این ضرورت بر او ثابت شده است چون فاعل اراده کرده است که این وجوب برای او ثابت شود. این وجوب «وجوب لاحق» می‌شود.

  • فعلیت ذاتیه، مبدأ برای همۀ قوا