اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی

تبیین رابطه ضرورت علت با تحقق معلول در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان علت و معلول و چگونگی تحقق ضرورت در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل قانون فلسفی «الشیء ما لم یجب لم یوجد» آغاز می‌شود و تفاوت میان علیت در سلسله عرضی و طولی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با تفکیک میان وجوب سابق بر وجود و وجوب محمولی، به نقش کلیدی «فعلیت ذاتی» به عنوان مبدأ انبثاث قوا و اعدام ملکات اشاره می‌کنند. این مباحث به این نتیجه ختم می‌شود که هر موجود امکانی برای تحقق، نیازمند ضرورت‌بخشی از سوی علت است و در این میان، اختیار انسان در عوالم پیشین، نقشی بنیادین در تعیین سرنوشت او ایفا می‌کند. این جلسه با پاسخ به پرسش‌هایی پیرامون کیفیت اختیار موجودات در عالم ذر و تفاوت میان عملِ برخاسته از شقاوت و سعادت، به تبیین جایگاه اراده الهی در نظام تکوین می‌پردازد.

وجوب علّی و فعلیت ذاتی در نظام هستی

5
  • مرحوم آخوند درضمن صحبتشان در اینجا مطلبی را می‌فرمایند که فعلیت ذاتیه، مبدأ برای همۀ قواست. اگر شما الآن به مسئلۀ فعل و قوه نگاه کنید که بعداً بحثش می‌آید، در آنجا می‌بینید هر فعلیتی مترتب بر قوه است یعنی ماده و صورت که جسمیت در خارج را تشکیل می‌دهند در حرکت جوهریه هر شیئی که بخواهد فعلیت پیدا کند باید مسبوق به قوه باشد یعنی ماده‌ و صورتی وجود داشته باشد که این ماده و صورت، استعداد برای رسیدن به مرتبۀ دیگر را دارند. نطفه استعداد برای رسیدن به علقه را دارد، علقه استعداد برای رسیدن به مضغه را دارد و هَلُمَّ ‌جَرّاً.

  • تلمیذ: وجود بالغیر در مقابل امکان استعدادی است که در مقابل امکان ذاتی است.

  • استاد: بله، امکان ذاتی جداست حتی در وجوب بالغیر هم امکان ذاتی موجود هست لذا ما قبلاً گفتیم که ماهیت مادامی‌که ماهیت بر او صدق می‌کند، فقر و احتیاج و نیاز بر او حاکم است که همان عبارت از فقر ذاتی است که امکان ذاتی باشد. امکان وقوعی درقبال امکان استعدادی است. ماهیتی که می‌خواهد به ماهیت دیگر متبدل شود می‌گوییم که قوۀ فعلیت را دارد. آهن قوۀ برای انسان شدن را ندارد اما جنین قوۀ برای انسان شدن را دارد که تبدیل به انسان شود پس این فعلیت متأخر از قوه است اما اگر بخواهیم من‌حیث‌المجموع نگاه کنیم این قوه‌ای که الآن در این شیء هست، آیا ممکن است که این قوه در نطفه به یک نطفۀ معدوم متعلق باشد؟! این امکان ندارد!

  • علیٰ‌کلّ‌حال باید نطفه‌ای باشد بعد این نطفه قوۀ برای علقه شدن را داشته باشد پس اصل فعلیت به‌نحوکلی بر قوه مقدم است، نه فعلیت مترتب بر قوۀ خاص. فعلیت مترتب بر قوۀ خاص متأخر از قوه است. علقه متأخر از نطفه است و مضغه متأخر از علقه است؛ ﴿فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا﴾1متأخر از این نطفه خواهد بود ولی در اینجا من‌حیث‌المجموع باید شیئی فعلیت داشته باشد تا امکان وصول به مرتبۀ دیگر را داشته باشد یا نه؟! بالأخره باید باشد. آن «داشتن» عبارت از فعلیت است. پس باید شیئی موجود باشد تا بتواند در او قوه باشد. وقتی که سری وجود ندارد آن‌وقت موی چه کسی را می‌خواهید بزنید؟ اول باید یک سری باشد تا شما ببینید که حالا این سر مو دارد یا مو ندارد. این شیئی که برای شیء دیگر قوه دارد، فعلیت مسبوق به این قوۀ اوست، همان هویتی است که الآن او را تشکیل می‌دهد. روی این حساب هرجا ما جلو برویم فعلیت مقدم بر قوه خواهد بود.

    1. . سوره مؤمنون (23) آیه 12 ـ 14:
      ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن طِينٖ * ثُمَّ جَعَلۡنَٰهُ نُطۡفَةٗ فِي قَرَارٖ مَّكِينٖ * ثُمَّ خَلَقۡنَا ٱلنُّطۡفَةَ عَلَقَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡعَلَقَةَ مُضۡغَةٗ فَخَلَقۡنَا ٱلۡمُضۡغَةَ عِظَٰمٗا فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ ٱللَهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ﴾. امام شناسى، ج ‌11، ص 234:
      «و به‌درستى‌که ما حقّاً إنسان را از جوهره و شیره گِل آفریدیم! * و پس از آن او را به صورت نطفه در قرارگاه ثابت (رحم مادر) قرار دادیم؛ * و سپس آن نطفه را عَلَقه آفریدیم؛ و پس از آن، آن عَلَقَه را مُضغَه آفریدیم؛ و آنگاه آن مُضغَه را استخوان‌هاى جنین نمودیم؛ و روى آن استخوان‌ها گوشت پوشانیدیم؛ و سپس او را به خلقت دیگرى إنشاء کردیم؛ پس پربرکت است خداوند که از میان آفرینندگان بهتر و نیکوتر است.»