
ماهیت و ضرورت وجود در فلسفه اسلامی
تحلیل تساوی ماهیت نسبت به وجود و عدم در فلسفه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت در نسبت با وجود و عدم میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ماهیت در هنگام تحقق خارجی، همچنان استواء طرفین خود را حفظ میکند یا خیر. استاد با تفکیک میان «وجوب بالغیر» و «وجوب ذاتی»، توضیح میدهند که چگونه ماهیت در عین حال که به واسطه علت موجود میشود، همچنان در ذات خود ممکنالوجود باقی میماند. در ادامه، تفاوت میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیتِ موجود» بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که ضرورتِ وجود، امری است که بر ماهیت عارض میشود، نه اینکه ذاتیِ آن باشد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که هرگونه اتصاف ماهیت به وجود یا عدم، در ظرف تحقق، مستلزم نوعی ضرورت است که از قیدِ وجود یا عدم ناشی میشود، در حالی که خودِ ماهیت همچنان در ذات خود، فارغ از این قیود، نسبت به هر دو طرف متساوی است.
ماهیت و ضرورت وجود در فلسفه اسلامی
1درس دویست و شصت و ششم
متساوی الطرفین بودن ماهیت نسبت به وجود و عدم (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تلمیذ: این ماهیتی که در خارج موجود میشود فرمودید که در واقع بهخاطر اینکه یک وجود هم حمل بر این ماهیت میشود، یک وجود هم غیر از آن وجودی که از ناحیۀ علت میرسد قبل از وجود، در واقع آن وجودی را که ماهیت بعد از وجود در خارج پیدا میکند بهواسطۀ استمرار همان علیت است. پس همان وجودی که از ناحیۀ علت آمده، همان استمرار دارد و بعد از وجود در خارج، همان وجود هست و وجود دیگری نیست، مگر اینکه بخواهیم بر ماهیت یک صفتی را حمل بکنیم و بگوییم که این صفت برای این ماهیت واجب است، این در واقع وجوب آن صفت میشود اما اصل خود وجود را اگر بر آن ماهیت حمل کنیم و بگوییم که وجود دارد، این همان وجودی است که از ناحیۀ علت استمرار پیدا کرده است.
محط بحث در وجود لاحق
استاد: بحث ما در وجوب لاحق اصلاً ناظر به جهت علیت نیست، بهجهت اینکه در وجوب لاحق، به نفس خود آن موجودیت شیء ما نگاه میکنیم ولو اینکه آن موجودیت را از پیش خودش بیاورد و ما فرض میکنیم حتی بنا بر قول دهریین ـ قائل به انکار صانع هستند و منکر موجودات خارجی نیستند بلکه منکر علت آنها هستند ـ یک وجوب لاحق هم در اینجا بار میشود. بهخاطر اینکه نفس این موجود در خارج و آن وجودی که الآن آن وجود درمقابل عدم قد عَلَم کرده است این وجود با فرض وجودیت و موجودیت خودش آیا ممکن است عدم را بر آن حمل کنیم یا نه؟! اگر ممکن باشد پس جمع بین نقیضین در اینجا هست و اگر ممکن نباشد پس وجود برای او ضرورت دارد و عدم برای او امتناع دارد؛ یعنی با فرض موجودیتش!
توضیح معنای ضرورت به شرط لاحق
