اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و ضرورت وجود در فلسفه اسلامی

تحلیل تساوی ماهیت نسبت به وجود و عدم در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت در نسبت با وجود و عدم می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا ماهیت در هنگام تحقق خارجی، همچنان استواء طرفین خود را حفظ می‌کند یا خیر. استاد با تفکیک میان «وجوب بالغیر» و «وجوب ذاتی»، توضیح می‌دهند که چگونه ماهیت در عین حال که به واسطه علت موجود می‌شود، همچنان در ذات خود ممکن‌الوجود باقی می‌ماند. در ادامه، تفاوت میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیتِ موجود» بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که ضرورتِ وجود، امری است که بر ماهیت عارض می‌شود، نه اینکه ذاتیِ آن باشد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که هرگونه اتصاف ماهیت به وجود یا عدم، در ظرف تحقق، مستلزم نوعی ضرورت است که از قیدِ وجود یا عدم ناشی می‌شود، در حالی که خودِ ماهیت همچنان در ذات خود، فارغ از این قیود، نسبت به هر دو طرف متساوی است.

ماهیت و ضرورت وجود در فلسفه اسلامی

2
  • همان‌طور که شما در قضیۀ وصفیه همین مطلب را قائل هستید؛ فرض کنید این قضیه‌ای که می‌گویند: تا مادامی که وصف موجود است، [مثل] الکاتبُ یتحرکُ اصابعُه مادامَ کاتباً بالضرورة لا دائماً این تحرک اصابع برای کتابت ضرورت دارد. یعنی مادامی که فرض بر این است که کتابت در خارج محقق هست با توجه به این فرض، تحرک اصابع هم ضرورت دارد چون با فرض کتابت، سکونت اصابع معنا ندارد، این جمع بین متناقضین است! حالا این تحرک اصابع از روی اختیار فاعل است یا بدون اختیار فاعل است دیگر ما به آن اصلاً کاری نداریم. اصلاً کاری نداریم به اینکه کاتب از روی اختیار دارد این کلمات را می‌نویسد یااینکه فرض کنید یکی دست او را گرفته دارد می‌نویسد. ما فعلاً به کتابت خارجی کار داریم. این کتابت خارجی ضرورت تحرک اصابع را به‌دنبال دارد. اصلاً فرض کنید فاعل نائم است و در حال نوم است. همان‌طور که بعضی‌ها در حال نوم صحبت می‌کنند و خیلی‌ها حرکت می‌کنند! حتی ما شنیده‌ایم در حال نوم بعضی‌ها رانندگی هم می‌کنند! حالا در حال نوم یکی بلند شود بنویسد! خب اینکه از روی اختیار انجام نمی‌دهد ولی علیٰ‌کلّ‌حال این کتابت در خارج محقق است. برای وجود کتابت در خارج حرکت اصابع ضرورت دارد و نمی‌شود که کتابت باشد و اصابع ولو در حال نوم ساکن باشند!

  • مسئلۀ وجود هم همین است؛ الآن ما به فاعل، علت، مفیض و مضیفِ ـ اضافۀ اشراقیه، اضافۀ مقولیه ـ این وجود کار نداریم. ما الآن یک شیئی را درمقابل خودمان حاضر می‌بینیم. این شیئی که درمقابل ما حاضر هست [صرف‌نظر از اینکه] حالا علت دارد یا ندارد. بالأخره هست الآن یا نه؟! ما به این «هست» کار داریم! به این وجودش کار داریم! به اینکه الآن درمقابل ما هست کار داریم گرچه این یک معطی دارد خب معطی دارد به جای خود برای خودش محفوظ است. این شیء به‌لحاظ وجود خودش الآن طارد عدم از خودش است. حالا آن که الآن دارد طرد عدم از خودش می‌کند البته مستند به یک علتی است و اگر آن علت نباشد تمام اینها اعدام هستند. ولی الآن این شیئی که در خارج موجود هست صرف‌نظر از آن علتش الآن دارد عدم را از خودش طرد می‌کند به‌نحوی‌که با عدم لا یَجتمعانِ فی مکانٍ واحدٍ و فی ظرفٍ واحدٍ! عدم اجتماع این وجود با عدم، در مکان واحد و در ظرف واحد عبارت از امتناعِ جمع عدم با وجود در یک جای واحد است و اصلاً به علت کار نداریم.