
وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت
تحلیل دیدگاه میرداماد و نقد صدرالمتألهین در تبیین ضرورت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون وجوب ذاتی وجود برای ذوات ممکنه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه مرحوم میرداماد آغاز میشود که برای پاسخ به اشکالِ بینیازی ممکن از علت، از مفهوم «لا بطلان» استفاده میکند. استاد با تبیین دقیق این مفهوم و تمایز آن با وجود، نشان میدهند که چگونه این پاسخ با چالشهای فنی مواجه است. در ادامه، با استناد به دیدگاه صدرالمتألهین، ضرورتِ تفکیک میان ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی مطرح میشود تا روشن گردد که چگونه وجودِ ممکن، در عینِ ضرورت، همچنان به غیر وابسته است. این جلسه با تبیینِ حقیقتِ تعلقِ معلول به علت و معنای حدیث قدسی «أنا بُدُّکَ اللازم» به پایان میرسد که نشان میدهد چگونه ادراکِ فلسفیِ این حقایق، مسیرِ سلوک و عرفان را برای انسان هموار میسازد.
وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون وجوب ذاتی وجود برای ذوات ممکنه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه مرحوم میرداماد آغاز میشود که برای پاسخ به اشکالِ بینیازی ممکن از علت، از مفهوم «لا بطلان» استفاده میکند. استاد با تبیین دقیق این مفهوم و تمایز آن با وجود، نشان میدهند که چگونه این پاسخ با چالشهای فنی مواجه است. در ادامه، با استناد به دیدگاه صدرالمتألهین، ضرورتِ تفکیک میان ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی مطرح میشود تا روشن گردد که چگونه وجودِ ممکن، در عینِ ضرورت، همچنان به غیر وابسته است. این جلسه با تبیینِ حقیقتِ تعلقِ معلول به علت و معنای حدیث قدسی «أنا بُدُّکَ اللازم» به پایان میرسد که نشان میدهد چگونه ادراکِ فلسفیِ این حقایق، مسیرِ سلوک و عرفان را برای انسان هموار میسازد.
وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت
15تلمیذ: تا میآید بفهمد بیست سال طول میکشد!
استاد: بکشد، بالأخره بفهمد، مهم این است.
کیفیت ارادت بزرگان به ائمه علیهمالسّلام
کیفیت ارادت مرحوم آقا یا مثل آقای طباطبایی یا مثل آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ به اهلبیت و ائمه و امام زمان علیهمالسّلام یک ارادت تصنعی و تواضع مثل بقیه نبود، خب همه ارادت دارند؛ [میگویند:] السلام علیک یا ابنرسول الله، السلام علیک، بلکه این ارادت یک ارادت علّی و معلولی بود؛ یک ارادت ادراک و بصیرت به خود، به نفس و به موقعیت درقبال آن وجود منزّلۀ فیض و مجری فیض بود یعنی اصلاً مسئلهاش با مسئلۀ سایر افراد فرق میکرد. یعنی واقعاً بخواهد نخواهد درمقابل ولایت و درمقابل امامت اصلاً خود را نیست میبیند، نهاینکه بخواهد حالا تعارف کند. چون ما همه تعارف میکنیم و میگوییم که نهخیر ما قابل نیستیم ما کجا و امام زمان کجا؟ حالا امام زمان دوتا امر به ما بکند میگذاریم درمیرویم که چرا به ما این را گفت و به او نگفت؟! جداً میگویم! خدا امتحان نیاورد تا خودش چیز بکند. این بزرگان و این اولیاء واقعیت را دریافتند یعنی فهمیدند که آن وجود هستی و آن هستی در اختیار ولیّ و خود امام زمان هست و غیر از او کسی نیست. این واقعیت را ادراک کردهاند خب وقتی واقعیت را ادراک بکند دیگر چطور برخورد میکند؟! چطور در نفسش با امام روبرو میشود؟! اصلاً تواضع در کار نیست، بحث تواضع نیست. بحث ادراک است. حقیقت را یافته است.
أللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
