اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت

تحلیل دیدگاه میرداماد و نقد صدرالمتألهین در تبیین ضرورت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون وجوب ذاتی وجود برای ذوات ممکنه می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه مرحوم میرداماد آغاز می‌شود که برای پاسخ به اشکالِ بی‌نیازی ممکن از علت، از مفهوم «لا بطلان» استفاده می‌کند. استاد با تبیین دقیق این مفهوم و تمایز آن با وجود، نشان می‌دهند که چگونه این پاسخ با چالش‌های فنی مواجه است. در ادامه، با استناد به دیدگاه صدرالمتألهین، ضرورتِ تفکیک میان ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی مطرح می‌شود تا روشن گردد که چگونه وجودِ ممکن، در عینِ ضرورت، همچنان به غیر وابسته است. این جلسه با تبیینِ حقیقتِ تعلقِ معلول به علت و معنای حدیث قدسی «أنا بُدُّکَ اللازم» به پایان می‌رسد که نشان می‌دهد چگونه ادراکِ فلسفیِ این حقایق، مسیرِ سلوک و عرفان را برای انسان هموار می‌سازد.

وجوب ذاتی وجود و نسبت آن با ماهیت

1
  • درس دویست و شصت و نهم

  • بیان جواب مرحوم میرداماد از اشکال به وجوب ذاتیِ وجود برای ذوات ممکنه

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و لِبعضِ الأماجدِ الکرامِ مسلکٌ آخرُ فی هذا المقامِ تلخیصُهُ أنَّه کلَّما امتنَعَ طرفُ العدمِ مثلاً حینَ الوجودِ على الذّاتِ یَجبُ أن یَجبَ لِلذاتِ اللابطلان حینَ الوجودِ و هو أعمٌ مِنَ الوجودِ حینَ الوجودِ و مِن العدم.1

  • منظور از لا بطلان در بحث وجوب ذاتی وجود

  • بحث به اینجا رسید، بنا بر مطلبی که مرحوم محقق داماد در جواب از اشکال به وجوب ذاتیِ وجود برای ذوات ممکنه قائل هستند، می‌فرمایند: اگر ما در ظرف تحقق وجود قائل به وجوبِ وجود بشویم لازمۀ این مسئله که خود خصم مدعی این مطلب است ـ مانند ما ـ این است که لا بطلان بتواند در هم‌چنین قضیه‌ای صدق کند. جهتش این است که بطلان عبارت از عدم، پوچی، غیر واقع، کذب و نیستی است. فعلاً منظور مرحوم میرداماد لا بطلان به‌عنوان قضیۀ سلبیه است نه لا بطلان به‌عنوان قضیۀ معدوله که مرحوم صدرالمتألهین اشکالی را که بر میرداماد وارد می‌کند در کیفیت استفادۀ «لا» است که بر سر بطلان دربیاید که ما لا بطلان را به‌عنوان قضیۀ معدوله بگیریم یا به‌عنوان قضیۀ سلبیه و نفییه بگیریم! علیٰ‌کلّ‌حال اشکال میرداماد و جوابی که ایشان از این اشکال می‌دهند دراین‌صورت است که مقصود از لا، لای نافیه است؛ یعنی در هرجا که وجود صدق کند لا بطلان به‌عنوان لا نفی در آنجا صدق می‌کند. لا بطلان یعنی عدم البطلان. بطلان به معنای نیستی است، به معنای پوچی است، به معنای عدم است و لا بطلان یعنی عدم نیستی و عدم پوچی! پس این لا بطلان صدق می‌کند هم در آنجایی که قضیه‌مان قضیۀ موجودۀ خارجیه باشد بر آن موضوعی که موضوع ما در خارج موجود باشد، چه اینکه آن وجود، وجود بتیّه و مستغنی عن الغیر و واجب به وجوب و به ضرورت ازلی باشد همان‌طوری‌که پروردگار متعال واجد یک هم‌چنین ضرورت است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 226.