
تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان
تحلیل تفاوت وجوب بالذات و وجوب بالغیر در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «وجوب وجودی» و پاسخ به شبهات پیرامون آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه غزالی درباره ماهیت و وجوب آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «وجوب ذاتی» و «وجوب محمولی» ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با تفکیک میان نظر به ماهیت و نظر به وجود خارجی، توضیح میدهند که چگونه هر موجودی در ظرف تحقق خود، دارای وجوب است. محور اصلی بحث، تبیین این نکته است که وجود هر شیء در «وعاء دهر» و علم ازلی الهی، به معنای امتناع عدم برای آن در نفسالامر است، حتی اگر از دیدگاه زمانی ما، آن شیء در آینده یا گذشته باشد. در نهایت، این بحث به تبیین فقر ذاتی ممکنات در برابر غنای مطلق الهی منتهی میشود و نشان میدهد که چگونه تفاوت میان علت و معلول، عینِ فقر و نیازِ مظهر به مظهر است.
تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «وجوب وجودی» و پاسخ به شبهات پیرامون آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه غزالی درباره ماهیت و وجوب آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «وجوب ذاتی» و «وجوب محمولی» ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با تفکیک میان نظر به ماهیت و نظر به وجود خارجی، توضیح میدهند که چگونه هر موجودی در ظرف تحقق خود، دارای وجوب است. محور اصلی بحث، تبیین این نکته است که وجود هر شیء در «وعاء دهر» و علم ازلی الهی، به معنای امتناع عدم برای آن در نفسالامر است، حتی اگر از دیدگاه زمانی ما، آن شیء در آینده یا گذشته باشد. در نهایت، این بحث به تبیین فقر ذاتی ممکنات در برابر غنای مطلق الهی منتهی میشود و نشان میدهد که چگونه تفاوت میان علت و معلول، عینِ فقر و نیازِ مظهر به مظهر است.
تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان
10از این مسائل زیاد است؛ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با پنجتن نشسته بودند؛ با امیرالمؤمنین، حضرت زهرا، حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهمالسّلام، میگفتند و میخندیدند یکمرتبه جبریل آمد و دیدند پیغمبر نیست؛ بعد از یک مدتی دیدند پیغمبر آمدند و وضعشان فرق میکند لباسشان غبارآلود است. البته در اینجا روایات دیگری هم داریم که نظایرش بوده است که پیغمبر بااینکه بودند یک سیر نفسی و سیر روحی داشتند ولی روایت دیگر که من خودم دیدم این بود که پیغمبر در یک آنْ، از آن مجلس منعدم شد دوباره حضرت را مشاهده کردند و دیدند چهرۀ حضرت خیلی غبارآلود و صورتشان خیلی غبارآلود است و خیلی متأثر و فلان و ... جریانش مفصل است بعد در آنجا دارد که من الآن به کربلا رفتم و الآن دیدم که این فرزندم در آنجا در میان اصحاب و فلان هست و این امت من بر او چه میکنند و چه میکنند و یک مقداری هم از همان خاک با خودشان آورده بودند که به امسلمه دادند و گفتند که هر وقت دیدی که این تبدیل به دم شد بدان که این فرزندم را شهید کردند.1
خب الآن پیغمبر جریان کربلا را دارد مشاهده میکند درحالیکه سیدالشهداء پنجساله است. این قضیه چطوری میشود؟! الآن که میرود کربلا دارد میبیند سیدالشهدای پنجساله را نمیبیند که دارند میکشند بلکه سیدالشهداء 57 ساله یا 63 ساله ـ بنا بر نقلی ـ را به این وضع دارد میبیند. این برای چیست؟! این بهخاطر این است که اصل حقیقت مسئله ثابت است و وعاء دهر ثابت است و فقط به زمان احتیاج داریم. شاید مطلب مرحوم آخوند اشاره به این نکته باشد.
فَمعنى جوازُ العدمِ لِلممکنِ الموجودِ فی وقتِ جوازِه بِالنظرِ إلى ماهیتِه لا بِالنظرِ إلى الواقع.
بله، برای ممکن موجود در یک وقتی جواز به نظر به ماهیتش است که در یک وقتی این منعدم است، نه نظر به واقع؛ در نظر به واقع این منعدم نیست بلکه این ثابت است.
- . کامل الزیارات، ص ٦١ و ٢٦٢؛ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٣٣١ و ٣٣٢.
