
تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان
تحلیل تفاوت وجوب بالذات و وجوب بالغیر در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «وجوب وجودی» و پاسخ به شبهات پیرامون آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه غزالی درباره ماهیت و وجوب آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «وجوب ذاتی» و «وجوب محمولی» ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با تفکیک میان نظر به ماهیت و نظر به وجود خارجی، توضیح میدهند که چگونه هر موجودی در ظرف تحقق خود، دارای وجوب است. محور اصلی بحث، تبیین این نکته است که وجود هر شیء در «وعاء دهر» و علم ازلی الهی، به معنای امتناع عدم برای آن در نفسالامر است، حتی اگر از دیدگاه زمانی ما، آن شیء در آینده یا گذشته باشد. در نهایت، این بحث به تبیین فقر ذاتی ممکنات در برابر غنای مطلق الهی منتهی میشود و نشان میدهد که چگونه تفاوت میان علت و معلول، عینِ فقر و نیازِ مظهر به مظهر است.
تبیین وجوب وجودی و نسبت آن با اختیار انسان
1درس دویست و هفتاد و یکم
بیان کلام غزالی راجع به لحوق وجوب ذاتی بر وجوب محمولی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
علىٰ أنَّ ما یَتَمَحَّلُ هذا القائلُ لا یَجری فی نفسِ الوجودِ الذی هو بعینِه جهةُ الوجوبِ اللاحقِ فی کلِّ شیءٍ و هو بِعینِه ذاتٌ موجودةٌ.1
خب بحث راجع به کلام غزالی بود راجع به عدم لحوق وجوب ذاتی بر موضوعاتی که آنها دارای وجوب محمولی هستند و کلامی که مرحوم صدرالمتألهین از این مسئله پاسخ دادند.
اشکال دیگری که مرحوم آخوند در اینجا بر غزالی وارد میکنند اشکال بر نفس وجود است. تمام محور صحبت غزالی بر ماهیت بود که ماهیت را یا جدای از لحاظ وجود تصور میکرد یا ماهیت را به شرط وجود و یا به شطر وجود و به تقید وجود علیٰ أنَّ الوجودَ جزءٌ منها و در همۀ این مراتب آن مرتبۀ تساوی ماهیت را که مرتبۀ تقرر ذهنی است را لحاظ میکرد.
اشکالی که مرحوم آخوند وارد کردند این بود که شما ماهیت را تا مادامی در مرتبه لحاظ میکنید یعنی در همان مرتبۀ تقرر ماهوی خودش لحاظ میکنید که دیگر او را مشروط به وجود ندانید اما اگر ماهیت در قضیۀ شما مشروط به وجود شد و وجود را بر ماهیت حمل کردید دیگر تساوی الطرفین معنا ندارد. الآن ماهیت در خارج موجود شده گرچه در اینجا این وجودی که برای ماهیت آمده این وجود مستقل نیست بلکه این وجود متدلّی به غیر است و از همین جهت بین او و بین آن وجود مستغنی عن الغیر که فقط اختصاص به مبدأ أعلیٰ عزّ شأنه دارد از این نقطهنظر تفاوت هست.
تعریف مظهر
یک نکتۀ دقیقی در اینجا هست که من خیال میکنم مرحوم آخوند ـ البته عبارت ایشان این معنا را نمیرساند ـ درصدد بیان این معنا از این اشکال باشند و او این است که ما وقتی که بخواهیم این وجودات خاصه و وجودات محدوده را بهلحاظ آن جنبۀ مظهریت و جنبۀ تنزل و معلولیتش نگاه کنیم، به دو نظر میتوانیم نسبت به این وجودات نظر کنیم؛ نظر اول اینکه این وجودات خودشان یک حیثیت خارجی دارند، یک حیثیتی دارند که از آن تعبیر به تقرر و ثبوت میشود. آن حیثیت ثبوت دیگر فرقی بین او و بین ثبوتی که مختص به ذات باری است نمیکند یعنی ما دو نوع ثابت نداریم؛ یک ثابتی که برای مبدأ أعلیٰ و مبدأ اول است و میگوییم: الله ثابتٌ و یک ثابتی که از نقطهنظر مفهومی دارای مفهومی مخالف با آن مفهوم باشد و آن مختص ممکنات باشد و به معالیل اختصاص داشته باشد نداریم. مفهوم ثبوت یکی است و تفاوتی نمیکند چنانچه که مفهوم وجود یکی است؛ وجود وجود است چه اختصاص به پروردگار داشته باشد یا اختصاص به ممکنات داشته باشد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 229.
