
تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی
بررسی نسبت میان بقای عین ثابت و فنای ذاتی
این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق عرفانی و فلسفی پیرامون حقیقت فناء عین ثابت در ذات حضرت حق اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با نقد و بررسی دیدگاههای موجود، به چالشهای اساسی میان دو نظریه مشهور در این زمینه میپردازد. محور اصلی بحث، واکاوی این پرسش است که آیا فناء عین ثابت در ذات الهی به معنای نابودی مطلق حدود و قیود وجودی است یا خیر. در این مسیر، مباحثی همچون نسبت میان ماهیت و وجود، چگونگی تنزل حقیقت مطلق در مراتب کثرت، و لزوم حفظ سنخیت میان مبدأ و معاد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با تحلیل دقیق این مبانی، اشکالات وارد بر دیدگاههای علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی را مطرح کرده و مخاطب را به تأمل در چگونگی جمع میان اطلاق ذات و بقای هویت وجودی در مسیر سلوک دعوت میکند.
تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی
توضیحات:
این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق عرفانی و فلسفی پیرامون حقیقت فناء عین ثابت در ذات حضرت حق اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با نقد و بررسی دیدگاههای موجود، به چالشهای اساسی میان دو نظریه مشهور در این زمینه میپردازد. محور اصلی بحث، واکاوی این پرسش است که آیا فناء عین ثابت در ذات الهی به معنای نابودی مطلق حدود و قیود وجودی است یا خیر. در این مسیر، مباحثی همچون نسبت میان ماهیت و وجود، چگونگی تنزل حقیقت مطلق در مراتب کثرت، و لزوم حفظ سنخیت میان مبدأ و معاد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با تحلیل دقیق این مبانی، اشکالات وارد بر دیدگاههای علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی را مطرح کرده و مخاطب را به تأمل در چگونگی جمع میان اطلاق ذات و بقای هویت وجودی در مسیر سلوک دعوت میکند.
تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی
10تلمیذ: ... یک اشکالی وارد میشود، آنکه معرفت حاصل نمیشود. چطور میشود که شیء مقید در مقام اطلاق بتواند مطلق را بشناسد؟!
استاد: احسنت! این حل قضیه نیست بلکه این اشکال روی اشکال است! بله، مطلب همین است که اگر آن محدود و عین ثابت بخواهد با حدّ خودش فانی بشود و درعینحال حفظ حدود خود را بکند دیگر هنوز سنخیت با مجرد پیدا نکرده است مثل اینکه یک قطعه ملح را داخل در آب قرار بدهید و بعد دوباره این قطعه ملح را از آب بیرون بیاورید، مسئلهای اتفاق نیفتاده است! مثل اینکه حالا یک شیشه را در آب قرار بدهید، آیا اینکه این شیشه و زجاج را در آب قرار میدهید، این زجاج با محدودیت ذاتیای که دارد نسبت به آن آب عرفان پیدا میکند؟! عرفان پیدا نمیکند، تفاوتی نمیکند! بعد دوباره این زجاج را از آب برمیدارید و حجری را در آب قررا میدهید و دوباره برمیدارید، مسئلهای انجام نشده است.
پس این عرفان به حقیقت ذات با حفظ عین ثابت، این دیگر در اینجا انجام نمیشود. به تعبیر ما یک حقیقت ذات محدود وارد در یک حقیقت مجرد شده است و بعد دوباره همین حقیقت از آن مرتبۀ تجرد بقاء پیدا کرده است، عرفان حاصل نکرده بلکه یک جا رفته و برگشته است، مسئله این است. پس به هردو طرف قضیه اشکال وارد میشود، آن اشکال اشکال خلق جدید است اگر فنا پیدا بکند و این بین مبدأ و منتها اختلاف هست، این اشکالی است که بر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ وارد میشود و مرحوم علامه خیلی روی این دو مسئله اصرار دارند و من خیال میکنم مطالبی را که مرحوم آقا در جواب مرحوم علامه میفرمایند، مطالب ناتمام باشد. مثلاً مسئلهای را که میفرمایند و مثالهایی که میزنند مثل پروانه که خودش را به آتش میزند و فانی میکند،1 بهنظر این مسئله جای اشکال است و جهتش این است که پروانه جسم خود را فانی میکند ولی عین ثابت خود را که فانی نمیکند! تازه عین ثابت او ظهور پیدا میکند و از قید تن و حدود جسم بیرون میآید! اگر آن عین ثابت او هم بهواسطۀ سوختن و در مصاحبت نار و آتش قرار گرفتن ازبین میرفت، آنوقت این مثال مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در اینجا صحیح بود ولی در اینجا جسم پروانه ازبین میرود؛ این پوست و پری که دارد [ازبین میرود]. این که عین ثابت پروانه نیست، این فقط عبارت از یک جسم است.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مهر تابان، ص 280ـ 292.
