اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی

بررسی نسبت میان بقای عین ثابت و فنای ذاتی

0
اسفار
اسفار

این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق عرفانی و فلسفی پیرامون حقیقت فناء عین ثابت در ذات حضرت حق اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با نقد و بررسی دیدگاه‌های موجود، به چالش‌های اساسی میان دو نظریه مشهور در این زمینه می‌پردازد. محور اصلی بحث، واکاوی این پرسش است که آیا فناء عین ثابت در ذات الهی به معنای نابودی مطلق حدود و قیود وجودی است یا خیر. در این مسیر، مباحثی همچون نسبت میان ماهیت و وجود، چگونگی تنزل حقیقت مطلق در مراتب کثرت، و لزوم حفظ سنخیت میان مبدأ و معاد مورد واکاوی قرار می‌گیرد. استاد با تحلیل دقیق این مبانی، اشکالات وارد بر دیدگاه‌های علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی را مطرح کرده و مخاطب را به تأمل در چگونگی جمع میان اطلاق ذات و بقای هویت وجودی در مسیر سلوک دعوت می‌کند.

تحلیل حقیقت فناء عین ثابت در ذات الهی

2
  • به یک عبارت دیگر که مولانا و امثاله تعبیر دارند «خود» عبارت از همان نامحدود است، حالا آن مسئله مسئلۀ شهودی است. تمام این غیریت و دوئیت‌ها و کثرات حجاب‌هایی است که بر آن «خود» انداخته شده است. پس برای رسیدن به آن خود، حقیقت، صرف و وجود باید این حجاب‌ها را کنار بزنیم! کنار زدن این حجاب‌ها عبارت از حذف تعلقات به کثرات است! وقتی که این تعلقات و کثرات توانست کنار برود، آن‌وقت آن حقیقت وجودی که نامتناهی و اطلاقی است می‌تواند در اینجا تجلی کند. در اینجا به‌نظرم می‌رسد که مولانا در موارد متعددی بیان دارد؛ یک جا که خیلی صریح راجع به این قضیه صحبت می‌کند، راجع به آن دعوای بین چینیان و رومیان در نقاشی و صورت‌بندی است که در آنجا نسبت به این مسئله خیلی عالی صحبت دارد.

  • بیان ایشان در آنجا این است که هرچه را که ما به نقش دربیاوریم مدام بر کثرات و تعلقات خودمان اضافه می‌کنیم و مدام بر همان تار عنکبوت خود بیشتر گرفتار می‌شویم و بیشتر دور خودمان تار می‌تنیم!1 در وقتی می‌توانیم از این مسئله بیرون بیاییم و آن حقیقت را به‌نحو اطلاقی مشاهده کنیم که دیگر وجود ما وجود مقید و محدود نباشد و با ریاضات، مراقبات، حذف صفات رذیله و جایگزینی صفات و ملکات حسنه این جنبۀ دوئیت کثرتی به آن حقیقت نامحدود تبدیل می‌شود؛ یعنی مجلای برای تجلی آن تجرد تام و ذات لا یتناهی خواهد شد! ایشان به این بیان تعبیر آورده‌اند. و اما تا این مسئله از نقطه‌نظر حقیقت وجدان حاصل نشود فقط می‌توانیم در محدوده‌ای از قیاسات و قضایا قرار بگیریم و یک بیان اجمالی و ابهامی از آن حقیقت غیر مقید و غیر محدود به‌دست بیاوریم.

  • لزوم عمل به دستورات اولیاء الهی و پیاده‌سازی این دستورات در خود

  • خب حالا آن مسئله نیاز به راه خاصی دارد و سلوک مخصوصی دارد و به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هر شخصی به هر اندازه رعایت این مطالب را بکند زودتر به این مسئله خواهد رسید. ایشان می‌فرمودند: مطالبی را که می‌گوییم بعضی‌ها فقط دلخوش هستند که این مطالب را از ما شنیده‌اند ولی نمی‌دانند که حتی اگر خود ما هم این مسئله را به‌کار نمی‌بستیم و عمل نمی‌کردیم برای ما منکشف نمی‌شد! ایشان می‌فرمودند که همین مطالب را از مرحوم آقای حداد هم می‌شنیدم ـ البته این را جایی نقل نکردند، خصوصی به بنده فرمودند و حالا که ایشان دیگر به‌حسب ظاهر نیستند می‌گویم ـ و به من می‌گفتند، خودم در خودم پیاده می‌کردم و فقط همین گفتن نبود! فرض کنید در مسئلۀ تواضع «تواضع لِله»،2 این را در خودم پیاده می‌کردم! در مسئلۀ اتحاد در هویات، عدم تعینات، عدم تفاخرات و عالم کثرات، اینها را مدام در خودم پیاده می‌کردم. ایشان مطالب را می‌فرمودند اما مسئلۀ پیاده کردن اینها یک مطلب دیگر است و [اینکه] انسان فقط مطلب بشنود و بخواند فایده‌ای ندارد و مسئلۀ مهم رفتن و پیگیری این مسائل است! خب مطالب زیاد هست حالا چه این مسئله از زبان امام علیه‌السّلام تراوش کند یا بخواهد از زبان یک ولیّ خدا تراوش کند یا در کتابش نوشته شود، بالأخره همان هست که هست ولی خب علیٰ‌أی‌ّحال فقط به همین معلومات دلخوش کرده‌ایم!

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 91: بخش: قصۀ مری کردن رومیان و چینیان در صنعت نقاشی.
    2. الاختصاص، ص ٥١.