
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
نقش استعداد و زمان در تحقق موجودات عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «امکان استعدادی» و تفاوت بنیادین آن با «امکان ذاتی» میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که موجودات مجرد و ابداعیات، به دلیل عدم نیاز به ماده و زمان، بدون هیچ پیششرطی از مبدأ فیاض فیض میگیرند و نوع آنها منحصر در شخص است. در مقابل، موجودات مادی برای تحقق، نیازمند شرایط، معدات و بستر زمان هستند تا استعداد لازم برای پذیرش صورت جدید را پیدا کنند. استاد با بررسی تفاوتهای ساختاری میان مجردات و مادیات، به این نتیجه میرسند که اختلاف در خصوصیات افراد، ناشی از اسباب خارج از ذات است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون قدرت نفس در ایجاد صور و بدنهای متعدد، این نکته روشن میشود که بدن تنها مرآت و واسطهای برای ظهور روح است و با رسیدن نفس به مراتب بالای تجرد، محدودیتهای زمانی و مکانی برای آن مرتفع میگردد.
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
11تلمیذ: آیا میتوانیم این را به ترتب صورت برگردانیم؛ صورتی که بر هیولا عارض میشود؟
استاد: این ترتب به چه جهت است؟ چرا ترتب پیدا شد؟ از خودش که ترتب نمیآید، ترتب بالأخره یک علت خارجی و معدّات خارجی میخواهد.
تلمیذ: نه، من از باب قبول عرض میکنم؛ مثلاً صورت ذغالیت و فحمیت نسبت به درخت، این صورت یک ترتبی بر آن دارد ولی صورت همین فحمیت نسبت به آهن اصلاً ترتب نیست و این صورت بر آن صورت نمیتواند عارض شود یا بگوییم که آن صورت حدیدیت مانع بروز صور دیگر میشود.
استاد: صورت عبارت از فعلیت استعداد و فعلیت حالت ثابت است. الآن که بالفعل همۀ صور در این ماده نیست، الآن این ماده دارای یک صورت است منبابمثال صورت فحمیت، حالا این مادهای که این صورت را دارد الآن میخواهد صورت را عوض کند آیا استعداد برای تبدیل شدن به صورت دیگر را دارد یا نه؟!
تلمیذ: اگر بخواهیم دقت فلسفی کنیم استعداد ندارد.
استاد: چرا ندارد؟!
تلمیذ: هر مادهای متشکل از یک هیولا و یک صورت است.
استاد: پس چطور برمیگردد؟!
تلمیذ: همین! پس باید بگوییم که هر ماده متشکل از سهتا چیز است: یکی هیولا، یکی صورت، یکی استعداد، استعداد کجاست؟!
استاد: استعداد همین مادهای است که دارد دیگر، در همین مادهای که هست چون این ماده حامل یک امری هست الآن به این صورت درآمده است.
تلمیذ: این حامل کجاست؟! این حامل را کجای ماده میتوانیم پیدا کنیم؟!
استاد: حامل داخلش هست.
تلمیذ: داخلش که چیزی ندارد؟!
استاد: شما تجزیهاش کنید پیدایش میکنید.
تلمیذ: هیچ حاملی نیست! یا هیولاست یا صورت.
استاد: همان صورت الآن از این حامل تشکیل شده است.
تلمیذ: ما اینجا یک چیز میتوانیم بگوییم که این صورت میتواند خودش را رها کند و یک صورت جدید پیدا کند.
فرق هیولای اولیه یعنی مادة المواد با ماده!
استاد: پس چرا این صور در اینجا مختلف است؟! اگر به قول شما ما فقط یک ماده بیشتر نداریم چرا همۀ صورتها یکی نیستند؟! همۀ این مادهها که باید یک صورت داشته باشند، این اختلاف صورت از کجا آمد؟!
