اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد

نقش استعداد و زمان در تحقق موجودات عالم ماده

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «امکان استعدادی» و تفاوت بنیادین آن با «امکان ذاتی» می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که موجودات مجرد و ابداعیات، به دلیل عدم نیاز به ماده و زمان، بدون هیچ پیش‌شرطی از مبدأ فیاض فیض می‌گیرند و نوع آن‌ها منحصر در شخص است. در مقابل، موجودات مادی برای تحقق، نیازمند شرایط، معدات و بستر زمان هستند تا استعداد لازم برای پذیرش صورت جدید را پیدا کنند. استاد با بررسی تفاوت‌های ساختاری میان مجردات و مادیات، به این نتیجه می‌رسند که اختلاف در خصوصیات افراد، ناشی از اسباب خارج از ذات است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون قدرت نفس در ایجاد صور و بدن‌های متعدد، این نکته روشن می‌شود که بدن تنها مرآت و واسطه‌ای برای ظهور روح است و با رسیدن نفس به مراتب بالای تجرد، محدودیت‌های زمانی و مکانی برای آن مرتفع می‌گردد.

امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد

12
  • تلمیذ: از مادۀ هیولا.

  • استاد: نه، مادۀ هیولا نیست، هیولای اولیه یعنی مادة المواد با ماده دوتاست، اشتباه نکنید! هیولای اولیه صورت خورده و جسم شده است، حالا این جسم تفاوت دارد، در عناصر جدول مندلیف ما 118 نوع عنصر داریم، در بعضی [از چیزها] عناصر کم هست و در بعضی زیاد هست؛ یکی پتاسیمش زیاد است، یکی فسفرش کم است، گوگردش فلان است، یُدش این‌طور است، منیزیمش فلان است، کلسیمش کم است، این مواد مختلفی که اجسام را تشکیل داده‌اند اختلاف و ترکیب در اینها موجب اختلاف صور است. حالا ما می‌گوییم که این حالتی که الآن در اینها هست حالتی است که اینها را به صورت دیگر می‌تواند ببرد یا نمی‌تواند ببرد؟! اگر این جسم دارای مواد کمتری است این استعداد در آن کمتر هست و اگر مواد بیشتر است استعدادش بیشتر است.

  • تلمیذ: از دید فلسفی فکر می‌کنم که اینجا قدری اشکال دارد.

  • استاد: چرا مشکل دارد؟

  • تلمیذ: به‌خاطر اینکه ما می‌گوییم: این چه حملی است که در ماده نهفته شده است که در یک جا نزدیک به قبول یک صورت جدید است و ...

  • استاد: این بحث دیگر به تجربه می‌آید و از فلسفه بیرون می‌آید. اصلاً بحث وارد علوم تجربی می‌شود. فقط فلسفه این مقدار را ثابت می‌کند که ما یک ماده داریم و این ماده صورت دارد، این ماده قابل برای این است که صورت بپذیرد، حالا دیگر چرای آن برگشت به تجربه است و فلسفه دیگر این را ثابت نمی‌کند. این برگشتش به علوم آزمایشگاهی است.

  • تلمیذ: فلسفه چیزی پیدا نمی‌کند فلسفه فقط یک ...

  • استاد: کار فلسفه این نیست، عقل که نمی‌گوید در این چیست؟! فلسفه ثابت می‌کند که این جنسش چیست؟!

  • تلمیذ: عقل می‌گوید که آقا این متشکل از یک هیولا و صورت است.

  • استاد: همین؟! پس چرا این این‌طوری و آن نشد؟ چرا فلسفه اینجا ماند؟!

  • تلمیذ: نه فلسفه نمی‌ماند.

  • استاد: می‌ماند. ما می‌گوییم که پس فرق بین اینها چه شد؟!