
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
نقش استعداد و زمان در تحقق موجودات عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «امکان استعدادی» و تفاوت بنیادین آن با «امکان ذاتی» میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که موجودات مجرد و ابداعیات، به دلیل عدم نیاز به ماده و زمان، بدون هیچ پیششرطی از مبدأ فیاض فیض میگیرند و نوع آنها منحصر در شخص است. در مقابل، موجودات مادی برای تحقق، نیازمند شرایط، معدات و بستر زمان هستند تا استعداد لازم برای پذیرش صورت جدید را پیدا کنند. استاد با بررسی تفاوتهای ساختاری میان مجردات و مادیات، به این نتیجه میرسند که اختلاف در خصوصیات افراد، ناشی از اسباب خارج از ذات است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون قدرت نفس در ایجاد صور و بدنهای متعدد، این نکته روشن میشود که بدن تنها مرآت و واسطهای برای ظهور روح است و با رسیدن نفس به مراتب بالای تجرد، محدودیتهای زمانی و مکانی برای آن مرتفع میگردد.
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
14استاد: چه اشکال دارد؟! این کار جاعل است، جاعل طبق این قوانین این مواد را باهم ترکیب میکند. منبابمثال شما در زمینی یک دانۀ هندوانهای را بکارید که برای حصبه خوب است؛ سابق هندوانهای بود به نام هندوانۀ شریفآباد که بین قزوین و کرج بود! همین دانۀ هندوانه را در یک زمین دیگر بکارید اصلاً ضد حصبه [و برای حصبه مضر است] درمیآید درحالیکه هردو هندوانه هستند، در یکی مادۀ حامل هست چون مادۀ حامل را از زمین میگیرد و بهاضافۀ آن خصوصیتی که در آن بذر هست و در این بذر مادۀ حامل نیست! امکان استعدادی همین است. تمام عالم هم اصلاً همین است، اصلاً اختلاف در عالم ...
تلمیذ: چطور میشود که یک شیء با یک وجود مجرد دارای دو صورت متفاوت شبیه بههم باشد؟
تعدد صور اشیاء خارجی بهخاطر تفاوت منشأ انتزاع آنها
استاد: این بهخاطر همان کیفیت ذاتی اوست، حالا بحثهایش بعداً میآید که چطور ممکن است یک امر واحد صور مختلفی بهلحاظ منشأ انتزاع مختلف به خود بگیرد چون منشأ انتزاع مختلف دارد در هروقت یکی از آن منشأ انتزاعها که بر سایر منشأها غلبه کند [آن صورت ظاهر میشود]، لذا شما از نظر صور مثالیه میبینید که یک شخص، اول یک صورت دارد بعد از یک ساعت برمیگردد و صورت دیگر پیدا میکند! افرادی که صورت برزخی را مشاهده میکنند این را میبینند. بعد برمیگردد و صورت دیگر پیدا میکند، این صور متعدده بهخاطر منشأ انتزاع متفاوتی است که در او هست.
تلمیذ: در مورد اینکه فرمودید که هر کسی دارای یک نوع مشخص و محدود به خودش است و دیگر دوتا نمیشود و عین همان هم ایجاد نمیشود، آن شخصی که عین خودش را خلق میکند این آیا دو نفس است یا یک نفس است و دوتا جسم پیدا کرده است و ارتباط اینها به چه نحو است؟ آیا ادراکی که این میکند او هم همین ادراک را میکند یا نه؟ اینها دو شخص کاملاً مجزا هستند و شبیه بههم هستند یعنی وقتی دو شخص کاملاً مجزا باشند باید تفاوتی بینشان باشد، حداقل در نفسانیاتشان باید باهم فرق داشته باشند. اگر دو چیز و دو بدن هستند و یک وجود خارجی و وجود واقعی دارند به چه نحوی میشود که دوتا صورت شبیه بههم ولی از همدیگر جدا دارند؟! فرقشان چیست؟
