
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
نقش استعداد و زمان در تحقق موجودات عالم ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث «امکان استعدادی» و تفاوت بنیادین آن با «امکان ذاتی» میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که موجودات مجرد و ابداعیات، به دلیل عدم نیاز به ماده و زمان، بدون هیچ پیششرطی از مبدأ فیاض فیض میگیرند و نوع آنها منحصر در شخص است. در مقابل، موجودات مادی برای تحقق، نیازمند شرایط، معدات و بستر زمان هستند تا استعداد لازم برای پذیرش صورت جدید را پیدا کنند. استاد با بررسی تفاوتهای ساختاری میان مجردات و مادیات، به این نتیجه میرسند که اختلاف در خصوصیات افراد، ناشی از اسباب خارج از ذات است. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون قدرت نفس در ایجاد صور و بدنهای متعدد، این نکته روشن میشود که بدن تنها مرآت و واسطهای برای ظهور روح است و با رسیدن نفس به مراتب بالای تجرد، محدودیتهای زمانی و مکانی برای آن مرتفع میگردد.
امکان استعدادی و تفاوت موجودات مادی و مجرد
19تلمیذ: همان مرحلۀ طیالأرض است!
استاد: بله!
تلمیذ: مگر علت نسبت به معلول تقدم رتبی ندارد؟
استاد: علت جسم نیست جانم! علت نفس است! آن نفس هرجا تعلق بگیرد جسم درست میکند! میداند دست خودش است، وقتی به چنین رتبه و مرتبهای برسد برای او جسم درست کردن کاری ندارد.
تلمیذ: الآن این جسمی که اول درست شده است تقدم زمانی ندارد؟!
استاد: نهخیر، وقتی که جسم بتواند قدرت بر خلق و ایجاد داشته باشد، دیگر بین جسم اول و جسم دوم فرقی نمیگذارد، یکی را ازبین میبرد یا هردو را ازبین میبرد و بدون جسم باقی میماند و صورت برزخی پیدا میکند یا بعد دوباره خودش را میآورد. همه نحو میتواند کار انجام دهد و هر کاری از او برمیآید. اینها در عرفان نظری بحث میشود.
بعد از جریان صلح [امام حسن علیهالسّلام] یک نفر از افراد در مسجد به حضرت رو کرد و بیاحترامی کرد که نعوذبالله عرضه نداشتی جلوی معاویه را بگیری و فلان کنی و این ادعاها چیست؟! پدرت آنطور بود، علی اینطور بود، حضرت گفتند که ما مسائل را روی مسائل ظاهر انجام میدهیم و اگر من بخواهم میتوانم مدینه را شام ببرم، شام را اینجا بیاورم، زن را مرد کنم و مرد را زن کنم. یکدفعه گفت که اگر راست میگویی، بکن! یکدفعه همه نگاه کردند و دیدند که زن شد! آن کسی که آنجا نشسته بود مو و چیزهای دیگر درآورده است و بعضی از چیزها را هم ازدست داده است!! خلاصه حضرت گفتند که بلند شو و چادر سرت کن! نگاه کرد که عجب چرا اینطور شد؟! فوراً فرار کرد و چیزی سرش کرد و وقتی که رفت حضرت فرمودند که یک سبیلکلفت هم در خانه منتظرش است! نهتنها این زن شد ما آن را هم مرد کردیم!! الآن میرود و ترتیبش را میدهد!! حضرت فرمودند یک بچۀ خنثی هم بعد از مدتی از اینها به دنیا میآید! او رفت و دید، بله! نشسته و آنجا میتازد، تابهحال قضیه اینطور بود حالا دیگر ما میخواهیم برعکسش کنیم! دیگر جریان برعکس شد! این قضیه در مناقب هست.1 بعد از یک مدت دیگر بچهشان هم به دنیا آمد و دیگر متواری بود و از افراد خیلی خجالت میکشید تااینکه یک روز به مدینه آمد و حضرت را دید و به دست حضرت افتاد و خیلی توبه کرد و اظهار پشیمانی کرد. حضرت آنها را سر جای اول برگرداند و آن بچه هم پسر شد. گاهی از این کارها هم میشود!
- . مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 4، ص 8.
