
تبیین کیفیت خلقت ماده و مادة المواد
بررسی رابطه علیت، زمان و تبدل مجرد به ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت خلقت عالم ماده و مفهوم «مادة المواد» میپردازند. بحث با نقد برخی برداشتهای نادرست از عناوین دینی و تبیین معنای بدعت آغاز شده و در ادامه به پرسشهای بنیادین درباره نحوه افاضه فیض از جانب واجبالوجود به موجودات مادی و مجرد اختصاص مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، توضیح میدهند که چگونه فیض الهی در عالم مجردات بدون نیاز به زمان و مکان محقق میشود، در حالی که تحقق موجودات مادی نیازمند علل معدّه و شرایط زمانی است. در این مسیر، رابطه میان صورت و ماده، نقش هیولای اولیه در خلقت اجسام و چگونگی تنزل وجود از مراتب تجرد به مرتبه کثرت و ماده بررسی میشود. در نهایت، این بحث به حل شبهات پیرامون سبق زمانی و علیت در خلقت عالم ماده و تفاوت دیدگاه الهیون و طبیعیون در این زمینه میانجامد.
تبیین کیفیت خلقت ماده و مادة المواد
13تلمیذ: بله.
استاد: اسم آن چیست؟!
تلمیذ: مادة المواد!
استاد: آن مادة المواد با صورت است یا بدون صورت؟
تلمیذ: اگر بخواهد تحقق پیدا کند با صورت است!
استاد: دیگر اگر بخواهد تحقق پیدا کند نمیفهمم چیست؟! آیا این تحقق پیدا نکند؟! چه معنایی دارد مادة المواد تحقق پیدا نکند؟! چرا شما دنبال «نکند» هستید؟! مادة الموادی که خدا بهعنوان استارت خلقت عالم زده آن را بدون صورت خلق کرد یا با صورت؟!
تلمیذ: بدون صورت که محال است!
استاد: تمام شد! پس آن مادة المواد صورت است! صورت آن چیست؟!
تلمیذ: صورت همان فعلیتش است.
استاد: تمام شد و رفت! پس مادة المواد بدون صورت نداریم!
مفهوم مادة المواد
حالا این مادة الموادی که صورت دارد با همان خلق اولیه، صورت هم به این مادة المواد خورده است! یعنی نفس صورت مادة الموادی، خودش عبارت از مادة المواد است! یعنی در مسئلۀ جسم و جسمیت اینطور میتوانیم بگوییم که بین مادة الموادی و صورتی که به مادة الموادی خورده است فرقی نیست چون حقیقتش حقیقت واحد است؛ یعنی شیئی نیست که جنس باشد بعد آن صورت فصلیه بیاید این جنس را محقق کند. چون در مرز بین ماده و مجرد شیء ثالثی وجود ندارد. خیلی دقت کنیم! میخواهیم از مرتبۀ مجرد قدم روی ماده بگذاریم، بالأخره اصل حقیقت ماده مجرد است دیگر! چون خدا است، خدا جسم نیست و مجرد است پس این نحوۀ نزول در آن ... اصلاً مسئلۀ حساس فلسفی ما که خیلی در آن گیر دارند مطلب ربط بین حادث و قدیم است! در ربط بین مجرد و ماده همینکه این مجرد میخواهد به ماده و به مادة المواد منقلب بشود آیا شیء ثالثی در اینجا وجود دارد یا ندارد؟! دیگر در اینجا نمیتواند وجود داشته باشد! یعنی شما فرض کنید آن وجود را وجود کثیف یا غیر مجرد یا وجود برزخی بگیرید هرچه میخواهید بگیرید که آخرین مراتب تجرد خود را طی کرده و تنازل کرده است مثل جنینی که در رحم مادر هست این مسئلۀ ﴿ثُمَّ أَنشَأۡنَٰهُ خَلۡقًا ءَاخَرَ فَتَبَارَكَ ٱللَهُ أَحۡسَنُ ٱلۡخَٰلِقِينَ﴾1 در آنجا خب مصداق دارد! خب این جنین جلو میآید؛ نطفه و علقه و مضغه است ﴿فَكَسَوۡنَا ٱلۡعِظَٰمَ لَحۡمٗا﴾2 تمام مراتب که طی شد حتی در اینجا روح هم دمیده میشود و روح حیوانی دارد! لذا بچه در سهماهگی قلبش میزند و ادراک و شعور دارد؛ یعنی اگر از مغز او نوار بردارند فرکانس را میبینند و در مغزش ردوبدل امواج مغزی وجود دارد حتی در سهماهگی! منتها این روحی که الآن در او هست روح حیوانی است و روح انسانی نیست حالا جلو میآید و جلو میآید، به چهار ماه و ده روز که میرسد اینجا میخواهد پایش را بردارد و به انسانیت بگذارد! اینجا قضیه چیست؟! یعنی آن نقطه که خارجیها در اینجا اسم آن را استارت پوینت3 میگذارند، در همان نقطهای که دیگر میخواهد شروع کند؛ یعنی از مرتبۀ مادی و آن [روح] حیوانی میخواهد روی انسانی بیاید صحبت در آنجا است! آنجا چه چیزی انجام میگیرد؟! چه مطلبی در آنجا تحقق پیدا میکند؟! یک حالت اتصالی است که آن روح حیوانی در آن حالت اتصال و استمراری که دارد به آخرین مرتبۀ فعلیت برای صورت جدید میرسد؛ یعنی فعلیت قبلیه را در آن ترتب صور حیوانی که دارد تمام و تام میکند. فعلیت که تمام شد دیگر در اینجا بعد از این، اولین مرتبۀ حرکت، روح انسانی است و هیچ فاصلهای دیگر در اینجا نیست. اگر بخواهیم قائل به فاصله بشویم همان تسلسل که شما در اینجا متذکر شدید پیش میآید!
- . سوره مؤمنون (23) آیه 14. امام شناسى، ج 11، ص 234:
«و سپس او را به خلقت دیگرى إنشاء کردیم؛ پس پربرکت است خداوند که از میان آفرینندگان بهتر و نیکوتر است.» - . سوره مؤمنون (23) آیه 14. امام شناسى، ج 11، ص 234:
«و روى آن استخوانها گوشت پوشانیدیم.» - . Start Point: نقطه شروع. (محقق)
- . سوره مؤمنون (23) آیه 14. امام شناسى، ج 11، ص 234:
