
تبیین کیفیت خلقت ماده و مادة المواد
بررسی رابطه علیت، زمان و تبدل مجرد به ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت خلقت عالم ماده و مفهوم «مادة المواد» میپردازند. بحث با نقد برخی برداشتهای نادرست از عناوین دینی و تبیین معنای بدعت آغاز شده و در ادامه به پرسشهای بنیادین درباره نحوه افاضه فیض از جانب واجبالوجود به موجودات مادی و مجرد اختصاص مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، توضیح میدهند که چگونه فیض الهی در عالم مجردات بدون نیاز به زمان و مکان محقق میشود، در حالی که تحقق موجودات مادی نیازمند علل معدّه و شرایط زمانی است. در این مسیر، رابطه میان صورت و ماده، نقش هیولای اولیه در خلقت اجسام و چگونگی تنزل وجود از مراتب تجرد به مرتبه کثرت و ماده بررسی میشود. در نهایت، این بحث به حل شبهات پیرامون سبق زمانی و علیت در خلقت عالم ماده و تفاوت دیدگاه الهیون و طبیعیون در این زمینه میانجامد.
تبیین کیفیت خلقت ماده و مادة المواد
15مطلب مرحوم آخوند در اینجا بحث با طبیعی است یعنی میخواهد بگوید که هرچه در عالم طبیعت از انواع در خارج انجام میگیرد نیاز به سبق زمانی دارد، مطلب درستی هم هست این مربوط به قوابل است. اما اینکه چگونه مجرد تبدیل به مادی میشود این در اختیار ما نیست و ما اصلاً نمیدانیم چطور میشود! آیا اشراف داریم؟! آیا میدانیم که الآن یک موجود مجرد چطور تبدیل به موجود مادی میشود؟! ما خبر نداریم! ما فقط آنچه که چشممان را باز میکنیم میبینیم فرض کنید که این جسم است خیلی نگاه بکنیم نور را هم جزو مادی میشماریم باز هم نگاه بکنیم باز امواج رادیویی و امواج تلویزیونی و اینها را جزو ماده بهحساب میآوریم. برق را جزو ماده بهحساب میآوریم بااینکه برق جزو امواج است، همۀ ما فوتونهای نوری را جزو ماده بهحساب میآوریم اینها چیزهایی است که ما میتوانیم با کمی دقت بیشتر اینها را جزو ماده بهحساب بیاوریم و همۀ اینها داخل در انواع است؛ یعنی هرکدام از اینها جنس و فصلی دارد منتها همانطوریکه مثل خلقت انسان و خلقت جن که اینها از نظر جسمی دارای مراتب مختلفی هستند و وضعیت جسمانی انسان به یک نحوی است که نمیتواند از موانع عبور کند ولی جن نه، جن اینطور نیست، جن در عین اینکه خود را میتواند کثیف کند بهنحویکه دارای ثقل باشد همینطور میتواند خود را خفیف کند و از این دیوار عبور کند و در کوچه برود و هیچ طوری هم نمیشود! یعنی نه خرق هست و نه التیام هست، هیچچیز نیست! خود را بهنحوی لطیف میکند که میتواند از این عبور کند یعنی در عین اینکه خود را لطیف میکند آن دیوار مقابل قابلیت برای عبور این جسم لطیف را دارد؛ مثل امواج! الآن شما فرض کنید تمام این درها را ببندید اصلاً تمام اینها را گچ بگیرید که هیچ ارتباطی با بیرون نداشته باشد، آیا در اطاق امواج نیست؟! امواج وجود دارد!
