
تبیین کیفیت خلقت ماده و مادة المواد
بررسی رابطه علیت، زمان و تبدل مجرد به ماده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت خلقت عالم ماده و مفهوم «مادة المواد» میپردازند. بحث با نقد برخی برداشتهای نادرست از عناوین دینی و تبیین معنای بدعت آغاز شده و در ادامه به پرسشهای بنیادین درباره نحوه افاضه فیض از جانب واجبالوجود به موجودات مادی و مجرد اختصاص مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، توضیح میدهند که چگونه فیض الهی در عالم مجردات بدون نیاز به زمان و مکان محقق میشود، در حالی که تحقق موجودات مادی نیازمند علل معدّه و شرایط زمانی است. در این مسیر، رابطه میان صورت و ماده، نقش هیولای اولیه در خلقت اجسام و چگونگی تنزل وجود از مراتب تجرد به مرتبه کثرت و ماده بررسی میشود. در نهایت، این بحث به حل شبهات پیرامون سبق زمانی و علیت در خلقت عالم ماده و تفاوت دیدگاه الهیون و طبیعیون در این زمینه میانجامد.
تبیین کیفیت خلقت ماده و مادة المواد
8احتیاج تبدّل استعداد به فعلیت به علل معدّه و مقارنات
الآن در این مسائل و حوادث مادی اگر یک قضیه بخواهد تحقق پیدا بکند این تحقق یک قضیۀ مترتب بر تحقق یکسری معدّات و شرایط است و تا آنها انجام نشود تحقق پیدا نمیکند. شما از این غرفه میخواهید حرکت کنید و بیرون بروید، در غرفه بسته است تا این در باز نشود شما نمیتوانید بیرون بروید هر چند پشت در بمانید راه خروج شما مسدود است باید در باز شود. این بهجهت این است که این تبدّل استعداد به فعلیت محتاج به یک علل معدّه و مقارناتی است که بدون آن مقارنات و بدون آن علل معدّه تحقق آن امر مستحیل است. اما در ذات پروردگار چون حالت انتظار و ترّغب یک شیء معنا ندارد و هرچه هست در وجود خود پروردگار هست و جدای از وجود او دیگر معنا ندارد شیئی باشد، جدای از وجود پروردگار معنا ندارد که پروردگار منتظر تحقق شرط خارج از وجود خودش باشد یا آن تحقق آن سبب علل معدّه و آن مقارنات خارج از حیطۀ وجودی خودش باشد بنابراین در تحقق اشیاء و در ایجاد اشیاء فیض پروردگار متعال تام است و حالت منتظرهای ندارد.
بنابراین اگر ما نقصی را مشاهده میکنیم و ترتب حوادثی را یکی بعد از دیگری میبینیم این نه بهلحاظ این است که فیض پروردگار و خداوند متعال و مبدأ أعلیٰ در ایجادش موقوف بر تحقق این شرایط است بلکه بهخاطر نفس نقصی که آن اشیاء خارجی دارد، فیض را دیرتر میپذیرد و قبول میکند. فیض هست اما این برای اینکه به آن مرتبۀ فیض برسد باید علل معدّه برای او حاصل شود. اگر قرار بر این باشد که یک وجودی در زمان مشخصی بخواهد محقق بشود معنا ندارد دیگر از این زمان زودتر متولد بشود و زودتر انجام بشود چون این شیء دارای نفس و دارای نفس ذاتی و نفس وجودی است و در تحقق خودش در عالم خارج محتاج است به اینکه مقارناتی برای این شیء در عالم خارج انجام بگیرد و یک علل معدّهای برای این در خارج تحقق پیدا کند. خود آن علل معدّه هم احتیاج دارد برای یک علل معدّۀ دیگر و یک مقارنات دیگر و هَلُمَّ جَرّاً.
