
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
تبیین سنخیت میان علت و معلول در امکان استعدادی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت ارتباط میان موجودات حادث و مبدأ قدیم هستی میپردازند. بحث با بررسی تفاوت تحقق اجمالی و تفصیلی اعیان اشیاء در علم ربوبی آغاز شده و با تحلیل جایگاه قوابل و علل معدّه در تحقق خارجی موجودات ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان عالم مجردات و عالم ماده، به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه با وجود اراده واحد الهی، نظام علیت و تدرج در عالم ماده معنا پیدا میکند. در ادامه، ماهیت معلوم بالذات و بالعرض و چگونگی اشراف بر حقایق عالم در قالب کتاب مبین تبیین میشود. در نهایت، با طرح مباحثی پیرامون طیالزمان و امکان مشاهده حقایق غیبی، این نکته روشن میگردد که محدودیتهای زمانی، حجابهای ادراکی ما هستند و نه نقص در نظام خلقت، و تمامی این مراتب در عین کثرت، تحت اراده واحده الهی محقق شدهاند.
تحلیل کیفیت ارتباط میان حادث و قدیم در نظام هستی
4الآن این جنابی که در اینجا خدمتشان هستیم این ادراکی که من الآن از ایشان دارم ادراک مجرد است و ادراک مادی نیست، آن چیز دیگر است. این ادراک ادراک مجرد است چون این ادراک در ظرف نفس واقع میشود، در ظرف تصور واقع میشود درحالیکه نفس مادی نیست و مجرد است! عینیت خارجی این ادراک که عبارت از معلوم بالعرض است آن معلوم بالعرض مادی است ولی معلوم بالذات یعنی آنچه را که علم به او تعلق گرفته است و علم، ذاتی اوست.
علت تسمیۀ اشیاء خارجی به معلوم بالعرض
چرا به آن شیء خارجی معلوم بالعرض میگویند؟! بهجهت اینکه ارتباطی با انسان ندارد، هیچ نحوه ارتباط و تعلقی به انسان ندارد. الآن شما در آنجا نشستهاید و بنده هم در اینجا نشستهام و بین ما و ایشان تقریباً دو متر یا دو متر و نیم فاصله هست، ممکن است بعضیها هم در کنار ایشان بنشینند کمتر از دو متر فاصله باشد ولی حالا برای ما دو متر و خوردهای فاصله هست، الآن این وجود مادی در اینجا هیچ تعلقی با این وجود مادی و با ادراک ما ندارد. آن وجود مادی وجود مختص به خود است و این وجود ماده هم وجودی برای خود است. این اطلاع من بر ایشان اطلاعی است که به من منتسب است یا به ایشان منتسب است؟! به من منتسب است پس اطلاع من که عبارت از علم است اطلاع قائم به شخص من است. پس علم ذاتاً به همان عالم تعلق میگیرد، نه به آن شیء خارجی! آن شیء خارجی معلوم بالعرض است. معلوم بالعرض یعنی چون او واسطه برای علم از این نقطهنظر شده است به او هم معلوم گفته میشود والاّ معلوم عبارت از همان صورت ذهنیه است. إنشاءالله در بحث وجود ذهنی مرحوم آخوند بهنحو مفصل راجع به این قضیه بحث میکنند.
منظور از معلوم بالذات
بنابراین آن وجود ما که الآن بهعنوان مادی در این اطاق هست فقط نحوۀ وجود مادی در این اطاق هست. اطلاع و علم ما نسبت به اشیائی که در این اطاق هست تمام این علم از باب علم مثالی و علم برزخی است. این اطلاع ما به هر چیزی که تعلق بگیرد جنبۀ تجرد پیدا میکند سواءٌ اینکه آن معلوم بالعرض مادی باشد یااینکه آن معلوم بالعرض ما مجرد باشد. آن معلوم بالذات همان چیزی است که قائم به عالِم است و عالِم و مدرک و شاعر قائم به اوست و اوست که آن جنبۀ ملکوتی و جنبۀ برزخی در او لحاظ میشود که این معلوم معلوم بالذات است.
