
کیفیت ارتباط علت و معلول در امکان استعدادی
تحلیل نقش اراده ولی در حذف زمان و تحقق اعجاز
این جلسه به بررسی کیفیت ارتباط میان علت و معلول در موجودات مادی و مجرد میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تبیین تفاوت میان ابداعیات که بدون واسطه و زمان محقق میشوند و حوادث مادی که مشمول قاعده ماده و مدت هستند، به تحلیل امکان استعدادی میپردازد. بحث اصلی بر این محور است که آیا تحقق یک پدیده مادی، لزوماً نیازمند طی شدن تمام مراتب طولی علیت در بستر زمان است یا خیر. در این راستا، دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی درباره اعجاز و حذف زمان توسط اراده ولیّ مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. استاد با رد لزوم طی شدن سلسله علل مادی در اعجاز، تبیین میکند که اراده ولیّ میتواند بدون حذف قانون علیت، زمان را از میان برداشته و صورت جدیدی را در خارج محقق سازد. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که وجود مادی، کیفیت متنازله وجود مجرد است و استمرار آن نیز همواره وابسته به سلسله علل طولی است.
کیفیت ارتباط علت و معلول در امکان استعدادی
6مرحوم علامه برای نفس این حرکت که حرکت بُطئی است و حتی ماتریالیست قائل به این مسئله هست جواب میدهند و میفرمایند: بحث ما در نظام علیت بهجای خود محفوظ است و در این قضیه خدشه وارد نمیشود. ما میگوییم که برای اینکه از این صفحۀ [کتاب] منتقل به این صفحه بشویم باید این صفحات را ورق بزنیم منتها شما میگویید که ورق زدن این صفحات بیست دقیقه طول میکشد. ما میگوییم که آهان نگاه کنید یک ثانیه طول کشید! پس همۀ این صفحات ورق زده شد منتها ورقی که شما بخواهید بزنید بیست دقیقه طول میکشد اما ورق زدن ما حتی در کمتر از یک ثانیه انجام شد. پس از نقطهنظر التزام به قاعدۀ علیت و قانون علیت ما هم ملتزم هستیم الاّ اینکه در اینجا زمان را برمیداریم. این کلام، کلام علامه است.
مطلبی که بهنظر میرسد این است که چه دلیلی هست بر اینکه حتماً باید در تبدل صور جوهریه از یک صورتِ ماهیتی به ماهیت دیگر ورقهای کتاب ورق زده شود؟! نهخیر! از یک صورت با ارادۀ ولیّ این صورت دیگر در آن ِبعد خلق میشود. مگر حتماً سلسلۀ علیت اقتضاء کرده و در لوح محفوظ نوشته است که حتماً باید اگر یک شیئی تبدیل به شیء دیگر میشود کیفیت و دگردیسیای که در این ماهیت جوهری در خارج انجام میشود باید به این کیفیت باشد؟! آن یک قسم است و یک قسم دیگر هم هست که تندتر است. یک قسم دیگر هم هست که اصلاً از این صورت به این صورت میآید یعنی اصلاً هیچگونه سلسله و قاعدۀ راتب در آنجا محقق نیست. آنچه را که قبلاً عرض کردیم نسبت به مسئلهای که زمان در آنجا بسط پیدا میکند که مثال برای امیرالمؤمنین علیهالسّلام هم زده شد که حضرت یک ختم قرآن میکردند در آنجا نفس آن اشیاء و آیات خارجی قرآن یعنی یکیک آیات قرآن در خارج به ارادۀ مرید و ولیّ تحقق پیدا میکند الاّ اینکه آن یکیک آیات قرآن از محدودۀ زمان بیرون میآید یعنی وجود خارجی و عینی [پیدا میکند] بهنحویکه اگر منبابمثال دستگاهی داشتیم که بتواند آنچنان سریع این کلمات را تجزیه و تقسیم کند و بعد بتواند در مقام بسط به مرتبۀ بسط بیاورد شاید میتوانست همین کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام را که یک پا را برمیداشت و روی پای دیگر میگذاشت و ختم قرآن میکرد شاید یک همچنین دستگاهی بتواند این را محقق کند و در خارج بیاورد! چون روایت میگوید که یک ختم قرآن کرد. وقتی روایت میگوید که یک ختم قرآن کرد یعنی حضرت صحبت کرد نهاینکه حتی آیات و معانی را در نفس مرور کرد بلکه این زبان گشت منتها این زبان که در تحت شرایط خاص زمان است از تحت شرایط زمان بیرون میآید. این اشکال ندارد و این مسئله بسیط است.
