اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود

تبیین تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان استعدادی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز می‌شود؛ امکان ذاتی وصفی عقلی و مشترک میان تمام ممکنات است، اما امکان استعدادی به کیفیت وجودی و آمادگی‌های خارجیِ موجودات مادی برای پذیرش فیض الهی بازمی‌گردد. استاد با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره عالم تقرر ماهوی، تأکید می‌کنند که اختلاف در مراتب وجودیِ موجودات، نه به نقص در فاعلیتِ واجب‌الوجود، بلکه به تفاوت در قابلیت‌های قوابل مربوط است. در ادامه، سیر حرکت جوهری و چگونگی تبدل صور ماهوی با تکیه بر اراده واحده الهی بررسی می‌شود. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که اگر امکان استعدادی نبود، باب فیض و استمرارِ نزول برکات در عالم ماده بسته می‌ماند و بسیاری از حقایق در کتم عدم باقی می‌ماندند.

امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود

2
  • و لمّا تحققَ و تبیَّنَ أنَّ الممکناتِ مستندةٌ فی وجودِها إلى سببٍ واجبِ الوجودِ و القیومیةِ لِکونِه بالفعلِ مِن جمیعِ جهاتِ الوجودِ و الإیجادِ.1

  • از آنجایی که مسئله مبیّن شد تمام ممکنات اعم از مجرد و غیر مجرد به یک سبب در وجود خود مستند هستند که آن سبب، واجب الوجود به ذات است و واجب القیومیه است یعنی قوامش به وجود خود اوست و قوام اشیاء هم به وجود اوست! چرا او واجب الوجود است؟ چون از جمیع جهات وجود و ایجاد بالفعل است و هیچ جهت نقص و خلائی در او وجود ندارد تااینکه بخواهد آن خلأ را به‌واسطۀ امری ازبین ببرد و آن نقصان را با یک فعلیتی بخواهد پر کند. یعنی هیچ حالت انتزاعی در ذات واجب الوجود معنا ندارد. آن فعلیت است و فعلیت او فعلیت تامه است. شخصی را تصور کنید که او الآن عالم به همۀ علومی است که الآن در اینجا متداول است، الآن این شخص در حیازت این علوم احتیاجی به امر دیگری ندارد و هیچ خلائی بر او مترتب نمی‌شود و هیچ جهت نقصانی در ذات او نسبت به این علوم نیست اما سایر افراد هرکدام از آنها در هر ... اشکال وجودی دارند پس چه این شخص تعلیم بدهد یا ندهد برای او تفاوتی نمی‌کند الاّ اینکه تعلیم او بروز و ظهور کمال در خارج هست، نه نسبت به او! کمال وجودی او در خارج بروز می‌کند نه‌اینکه وجود او وجود ناقص است و به‌واسطۀ تعلیم کمال پیدا می‌کند! نه‌اینکه نقصانی در وجود او هست و به‌واسطۀ این تعلیم آن نقصان به فعلیت می‌رسد! وجود آن واجب الوجود از همۀ جهات تام است و هیچ جهت نقصی در او ندارد و صمدیت بر او حاکم است و خلائی نیست و اگر تراوشی از ذات او نسبت به ممکنات می‌شود، کمال خارجی مترتب بر وجود او نیست بلکه کمال در خارج محقق می‌شود نه‌اینکه آن کمال خارج باعث کمال وجودی او می‌شود که اگر آن کمال خارجی نباشد وجود او دارای نقصان و ضعف باقی می‌ماند. پس از این نقطه‌نظر که او فعلیت تامه در وجود است واجب الوجود است، فعلیت تامه در ایجاد است واجب القیومیه است و قیومیت همۀ اشیاء به او است و او بی‌نیاز از قیومیت به ذات ثالث است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 231.