
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود
تبیین تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان استعدادی» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز میشود؛ امکان ذاتی وصفی عقلی و مشترک میان تمام ممکنات است، اما امکان استعدادی به کیفیت وجودی و آمادگیهای خارجیِ موجودات مادی برای پذیرش فیض الهی بازمیگردد. استاد با نقد دیدگاههای نادرست درباره عالم تقرر ماهوی، تأکید میکنند که اختلاف در مراتب وجودیِ موجودات، نه به نقص در فاعلیتِ واجبالوجود، بلکه به تفاوت در قابلیتهای قوابل مربوط است. در ادامه، سیر حرکت جوهری و چگونگی تبدل صور ماهوی با تکیه بر اراده واحده الهی بررسی میشود. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که اگر امکان استعدادی نبود، باب فیض و استمرارِ نزول برکات در عالم ماده بسته میماند و بسیاری از حقایق در کتم عدم باقی میماندند.
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود
4تلمیذ: این قیاس معالفارق است. ما هم داریم با آن انرژی خلق میکنیم، مرید دارد با آن ارادۀ خودش این را هم اراده میکند و هم نفس ارادهاش خلق است، ولی در اینجا فقط مسئلۀ خلق وجود ندارد
استاد: هردوی آن خلق است.
تلمیذ: نه خلق شدید و خلق ضعیف داریم ...
استاد: بله، شما الآن در اینجا این ارادهای که برای یک کیلو میکنید آیا با آن ارادۀ پنجاه کیلو یکی است؟! الآن دوتا است دیگر پس این نقصان به شما برنمیگردد، به قابل برمیگردد شما یکی هستید.
تلمیذ: آن اشکالی که چند شب پیش آقای ... گفتند که شاید به جبر برگردد، بر نمیگردد؟
پیدایش کل عالم براساس اختلاف و واسطه
استاد: نه اصلاً به این کاری ندارد، آن به جهت وجودی او است. ما اصلاً به جهات وجودی این کار داریم بالأخره در عالم ممکنات آیا وجوداتی که از خدا متحقق و صادر میشود همه باید یک سنخ و یک شکل باشند و همه از نقطهنظر اختلاف باید یکی باشند یا باید اختلاف در آنها وجود داشته باشد؟! کل عالم براساس اختلاف و واسطه است، اصلاً چطور چنین مسئلهای را میتوانیم تصور کنیم؟! اصلاً عالم از اختلاف بهوجود آمد.
تلمیذ: اختلاف هم ارادۀ الهی است.
استاد: اصلاً باید باشد.
تلمیذ: ﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٖ﴾1 اصلاً خود ارادۀ به معنی اختلاف در عالم به ارادۀ حضرت حق است.
استاد: بله همین است مگر غیر از این است؟!
تلمیذ: اصلاً به قوابل کاری نداریم قوابل از باب تسامح است.
استاد: صحبت همین است، ببینید قضیه فرقی نمیکند بالأخره این اراده که الآن میخواهد به امری تعلق بگیرد، به امر موهومی میخواهد تعلق بگیرد یا به امر واقعی؟ یعنی آن مرادی که مرید دارد آن مرادش مختلف است یا واحد است؟! در مراد اختلاف هست. این را میخواهم خدمتتان عرض کنم که یک وقت شما هستید و فرض کنید میخواهید با إعمال رویه و قوه یک وزنۀ پنجاه کیلویی و یک وزنۀ یک کیلویی را بردارید، دراینصورت وقتی شما وزنۀ یک کیلویی را برمیدارید نمیگویند: عاجز هستید از اینکه پنجاه کیلو را بردارید، چون نسبت به پنجاه کیلو هم اختیار دارید و نسبت به پنجاه کیلو هم قدرت دارید ولی اگر یک بچۀ چهارساله بخواهد یک وزنۀ یک کیلویی را بردارد میگویند که این عاجز است از اینکه وزنۀ پنجاه کیلویی را بردارد. در اوّلی چرا نمیگویند؟! چون فاعل در فاعلیتش تام است و قابل است که در اینجا احتیاج به بیشتر از یک کیلو ندارد. در دومی چرا میگویند: ناقص است؟ چون فاعل در فاعلیتش ناقص است.
- . سوره مؤمنون (23) آیه 18. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 440:
«و ما آب را از آسمان به اندازه فرودآوردیم.»
- . سوره مؤمنون (23) آیه 18. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 440:
