اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود

تبیین تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان استعدادی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز می‌شود؛ امکان ذاتی وصفی عقلی و مشترک میان تمام ممکنات است، اما امکان استعدادی به کیفیت وجودی و آمادگی‌های خارجیِ موجودات مادی برای پذیرش فیض الهی بازمی‌گردد. استاد با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره عالم تقرر ماهوی، تأکید می‌کنند که اختلاف در مراتب وجودیِ موجودات، نه به نقص در فاعلیتِ واجب‌الوجود، بلکه به تفاوت در قابلیت‌های قوابل مربوط است. در ادامه، سیر حرکت جوهری و چگونگی تبدل صور ماهوی با تکیه بر اراده واحده الهی بررسی می‌شود. این جلسه در نهایت به این نتیجه می‌رسد که اگر امکان استعدادی نبود، باب فیض و استمرارِ نزول برکات در عالم ماده بسته می‌ماند و بسیاری از حقایق در کتم عدم باقی می‌ماندند.

امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود

6
  • یک وقت ما با بعضی صحبت می‌کردیم تصورشان این بود که وقتی عارف به مرتبۀ عرفان برسد دیگر برای او جمال و غیر جمال فرق نمی‌کند! گفتم که عجب آدم احمقی هستی خب پس به‌جای اینکه چای را با شکر شیرین کند با قره‌قوروت شیرین می‌کند چون برای او همه یکی است! این حرف‌ها چیست؟! قشنگ، برای او قشنگ است و زشت، زشت است و شیرین برای او شیرین است و ترش برای او ترش است! دقت کنید همۀ اینها را در جای خودش مستند به آن واجب الوجود و واجب القیومیه می‌داند نه‌اینکه ترش و شیرین هردو را شیرین بداند! ترش و شیرین دو مفهومی هستند که دو مصداق ما‌بإزاء خارجی دارند، یکی دیدن همه چیز با مساوی دیدن همه چیز فرق می‌کند! یک وقت همه چیز را از یک دیدگاه می‌بینیم، یک وقت می‌گوییم که همه چیز را در تحت یک ماهیت می‌بینیم، کجا می‌بینید؟! [این چیزی که] ما می‌بینیم هر چیز برای خودش ماهیت جدایی دارد، اگر شما یک وقت عارف شدید إن‌شاء‌الله جایتان را عوض نکنید که فرض کنید شما را بگیرند به مخدّره بدهند! اینها را به مخدّرات یاد ندهید والاّ اگر به آنها یاد بدهید می‌گویند: نه، دیگر حالا ما عاقل شدیم تابه‌حال شما مرد بودید و ما زن، حالا از الآن می‌خواهیم جایمان را عوض کنیم! می‌گوییم که جا را عوض بکنی یا نکنی فایده ندارد مگر اینکه بیایی خلق را عوض کنی، اینکه خلق را عوض کنی یک مطلب دیگری است والاّ بالا بروی پایین بیایی عارف شدن و عارفه شدن همۀ اینها تفاوتی در وجود خارجی نمی‌کند! این مسئله [در مورد] نقصان به قابلیت قابل برمی‌گردد.

  • تلمیذ: خلق را از پایین می‌بیند هرچه هم هست به آن کلیت می‌رسد.

  • استاد: فرق نمی‌کند! دید فلسفه دید عقلی است و دید عرفان دید شهودی است ولی هردوی اینها از نقطه‌نظر وصول به واقع و وصول به حق یکی است و فرق نمی‌کند! از نقطه‌نظر عرفان، عارف وقتی که نظر می‌کند همۀ موجودات را در یک سلک و در یک نسق واحد مستند به او می‌بیند و همه را مظاهر جمال و جمال او مشاهده می‌کند.