
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود
تبیین تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان استعدادی» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز میشود؛ امکان ذاتی وصفی عقلی و مشترک میان تمام ممکنات است، اما امکان استعدادی به کیفیت وجودی و آمادگیهای خارجیِ موجودات مادی برای پذیرش فیض الهی بازمیگردد. استاد با نقد دیدگاههای نادرست درباره عالم تقرر ماهوی، تأکید میکنند که اختلاف در مراتب وجودیِ موجودات، نه به نقص در فاعلیتِ واجبالوجود، بلکه به تفاوت در قابلیتهای قوابل مربوط است. در ادامه، سیر حرکت جوهری و چگونگی تبدل صور ماهوی با تکیه بر اراده واحده الهی بررسی میشود. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که اگر امکان استعدادی نبود، باب فیض و استمرارِ نزول برکات در عالم ماده بسته میماند و بسیاری از حقایق در کتم عدم باقی میماندند.
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود
8اگر شخصی بر وعاء دهر اشراف داشته باشد تمام اشیائی که متدرج الحصول هستند را به نظرۀ واحده و به رؤیت واحده میبیند و مِن البدو إلی الختم مشاهده میکند اما همین در ظرف تحقق خارجی خودش در شرائطی که رائی مناسب با آن شرائط وجود دارد، نه رائی از فوق و از جنبۀ علیت دارد به این امر خارجی نگاه میکند بلکه رائیای که خودش در تحت این شرائط زمان و مکان قرار دارد آن رائی در نظرۀ به این امر مادی آنها را متدرج الحصول میبیند اما صحبت این است که آیا واقعیت خارجی او که واقعیت دهری است آیا آنهم متدرج الحصول است؟ نهخیر آنهم هست و همین الآن هست و هیچ تفاوتی بین این وجود و بین وجود مجردات و وجود مبدعات نیست. روی این جهت اشکال وارد میشود.
ضرورت نیاز به امکان استعدادی علاوه بر امکان ذاتی برای تبدل ماهیات و تبدل صور
اما اگر کلام ایشان را توجیه کنیم و بگوییم که نه، ایشان صرفنظر از این مسئله دارند صحبت میکنند و میخواهند بگویند که در شرایطی که ما داریم به مسئله نگاه میکنیم؛ یعنی یک موجود مادی دارد به یک موجود مادی دیگر نگاه میکند در آن شرائط هردوی اینها محکوم همان قانون زمان هستند که یکی از اینها پس از دیگری دارد تحقق خارجی پیدا میکند؛ به عبارت دیگر اگر میخواهید این نقصان را به جنبۀ فاعلیت حق برگردانید، اشکال در اینجا پیدا میشود و ارادۀ حق به همان کیفیت که با ارادۀ واحده مجردات را بدون مدّه و مدت و بدون هیچگونه علل معدهای خلق میکند و نیاز به زمان و مکان ندارد همان تعلق ارادۀ خلق به ماده مانند جزء مبدعات است، ـ البته ما میگوییم که جزء مبدعات است، آقایان نمیگویند ـ به همان کیفیت ارادۀ حق به آن ماده مانند آنها تعلق میگیرد. ماده از اول تا آخر خلق شد، این ماده خلق شد، حالا آن چیزهایی که در خود ماده میخواهد یکی پس از دیگری انجام بشود آن چیزها در ارتباط با آن علل و عواملی که درون این امر قرار دارد مشمول این قانونِ مرحوم آخوند خواهد شد که غیر از امکان ذاتی ما نیاز به یک امکان استعدادی هم برای تبدل ماهیات و تبدل صور داریم.
