
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود
تبیین تفاوت امکان ذاتی و استعدادی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «امکان استعدادی» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تفکیک میان امکان ذاتی و امکان استعدادی آغاز میشود؛ امکان ذاتی وصفی عقلی و مشترک میان تمام ممکنات است، اما امکان استعدادی به کیفیت وجودی و آمادگیهای خارجیِ موجودات مادی برای پذیرش فیض الهی بازمیگردد. استاد با نقد دیدگاههای نادرست درباره عالم تقرر ماهوی، تأکید میکنند که اختلاف در مراتب وجودیِ موجودات، نه به نقص در فاعلیتِ واجبالوجود، بلکه به تفاوت در قابلیتهای قوابل مربوط است. در ادامه، سیر حرکت جوهری و چگونگی تبدل صور ماهوی با تکیه بر اراده واحده الهی بررسی میشود. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که اگر امکان استعدادی نبود، باب فیض و استمرارِ نزول برکات در عالم ماده بسته میماند و بسیاری از حقایق در کتم عدم باقی میماندند.
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود
1درس دویست و هشتاد و دوم
امکان استعدادی و نقش آن در فیض وجود از دیدگاه مرحوم آخوند
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
عرض شد امکان استعدادی برای حوادث و ممکنات مادی در وصول به فعلیت استعدادهای خودشان بهجهت کیفیت وجودی آنها ضرورت دارد که این نقصان در ظرف عالم ماده و در ظرف زمان به کیفیت وجودی آنها برمیگردد اما از نقطهنظر وجود دهری که مرحوم میرداماد به این مسئله اشاره دارند و شاید نظر مرحوم میرداماد نسبت به ثبات وجود موجودات امکانی یعنی امکان استعدادی همانی باشد که ما آن را در این مدت بیان کردیم که مسئلۀ امکان استعدادی به کیفیت وجود مادی اینها برمیگردد، نه به نقصان در فاعلیت فاعل و ایجاد موجد و افاضه و اضافۀ اشراقیه نسبت به این تعینات امکانی، آن از آن نقطهنظر تام است
اما از نقطهنظر بروز و ظهور خارجی و کیفیت تعاقب صور ماهوی که به مقتضای حرکت جوهریه بنا بر مبنای مرحوم آخوند و به مقتضای تجدد وجود بنا بر مبنای ما که بعداً میآید لازمۀ آن تدریجی الحصول بودن این حقایق است که هرکدام از این حقایق برای وجود خودشان محتاج به یک صورت قبل و به یک صورت بعد خواهند بود که اجتماع این ثلاثة الصور در لحظۀ واحد مستحیل است.
این مسئله با آنچه را که مرحوم آخوند بنا بر یک توجیه که درصدد آن هستند قدری اختلاف پیدا میکند اما اگر ما بخواهیم کلام مرحوم آخوند را توجیه کنیم میتوانیم، چون کلام ایشان قابل توجیه است به اینکه شاید نظر ایشان هم همین باشد؛ به عبارت دیگر ما اگر این مسئلۀ تدریجی الحصول بودن را به فاعلیت فاعل برگردانیم یعنی فاعل در فاعلیتش برای حصول یک شیء مادی در خارج احتیاج به زمان دارد بهنحو اینکه قبل از وجود این شیء ترتب وجود بعدی معدوم است و بهواسطۀ وجود سابق است که استعداد برای وجود لاحِق پیدا میشود، اگر اینطور باشد اشکال لازم میآید ولی اگر منظور این است که خود کیفیت وجود بهنحوی است که برای تحققش احتیاج به فعلیت وجود سابق و استعداد برای وجود لاحق است ولی در وعاء دهر به اراده و مشیت واحده مِن البدو إلی الختم مجتمع و محقق است دراینصورت دیگر اشکالی به کلام مرحوم آخوند لازم نمیآید. حالا ما یک مقدار بخوانیم تا ببینیم مطلب بعدی به کجا میرسد.
